آیا شما ادم زرنگی هستید؟ آیا فکر میکنید دیگران شما را زرنگ میپندارند؟آیا تا به حال کسی به شما گفته است " خیلی زرنگی". مسلما بارها این جملات را شنیده اید . در نگاه اول به نظر نمی رسد زرنگی چیز بدی باشد اما با کمی دقت میتوان به بار معنایی این مفهوم پی برد.
مثلا( گاهی ) هنگامی که کسی به شما میگوید خیلی زرنگی این بدان معناست که من از شما زرنگترم و اجازه نمیدهم سرم را کلاه بگذارید. یا مثلا وقتی کسی می گوید فلانی می خواهد زرنگ بازی در بیاورد معنایش این است که فلانی به حق خودش قانع نیست.
در ادامه اجازه دهید پاسخی برای این سوال بیابیم که یک فرد زرنگ چه ویژگیهایی دارد؟
محترمانه ترین پاسخ این است که چنین فردی اجازه نمی دهد دیگران سرش کلاه بگذارند. این پاسخ اگر چه تا حدودی صحیح به نظر می رسد ولی تمامی ابعاد مفهوم زرنگ را آشکار نمی کند. اجازه دهید با طرح پرسش و پاسخ فرضی به یک تعریف تحلیلی و واقعی از مفهوم زرنگ برسیم
در نظر بگیرید با فردی که در این شهر زندگی میکند و تا حدی ادعای شهری بودن دارد ولی خودش را زرنگ نمی پندارد صحبت می کنید از او میپرسید:
-آیا فکر می کنید فردی که در هر اداره ای برای راه افتادن کارش رشوه می دهد کار درستی انجام
می دهد؟
نه!
-آیا فکر می کنید کسی که با دروغ و خالی بندی کارش را پیش می برد آدم درستی است؟
خوب معلومه نه!
-به نظر شما کسی که از راه های نامشروع صاحب ثروت می شود کارش انسانی است؟
خوب نه!
-آیا فکر می کنید کسی که هنگام رانندگی سعی دارد به هر طریقی خودش را سریعتر به مقصد برساند کار درستی انجام می دهد؟
خوب نه آفا!
-پس چگونه است که شما چنین فردی را تحسین می کنید و یا حداقل به او اعتراضی نمی کنید؟
خوب میدانید آقا ! او یک آدم زرنگ است پس هرچه دارد حقش است من هم اگر زرنگ بودم حالا همه چیز داشتم این از بی عرضگی خودم است شما هم همینطور اگر عرضه اش را داشتید همین کار را
می کردید.
جای تعجب است که طرف صحبت شما با وجود اینکه کارهای این فرد را نادرست می داند اما بدش
نمی آید که جای او باشد و کارهایش را تحسین میکند.
از این گفتگوی دونفره چند نتیجه حاصل می شود:
1_ ویژگیهای فرد زرنگ:
اعمالی چون رشوه دادن ، رشوه گرفتن، دروغ گفتن برای رسیدن به هدف، عدم رعایت مقررات ، تقلب کردن، ثروتمند شدن به هر طریقی، ظاهرنمایی و نفاق و.... از مهمترین ویژگیهای یک فرد زرنگ است. همه این رفتارها معطوف به یک هدف می باشد و برای رسیدن به آنها از راهها و وسایل نامشروع استفاده شده است. علاوه بر آن اهداف این رفتارها و فعالیتها جنبه شخصی و غیراجتماعی دارد یعنی نفعی برای دیگران و جامعه به دنبال ندارد پس به طور خلاصه زرنگ کسی است که برای رسیدن به نفع شخصی از هر وسیله ای استفاده میکند بدون توجه به مشروعیت و یا عدم مشروعیت آن.
2- زرنگی همچون یک هدف ارزشمند
دومین نتیجه که از جملات پایانی این گفتگوی دونفره حاصل می شود این است که زرنگی از ارزش بالایی برخوردار است . یعنی علیرغم تمام هنجارشکنی های فرد زرنگ، زرنگی وی همچنان شایسته تحسین است.این احترام و تحسین بدین خاطر است که فرد توانسته است به هدف خود برسد یعنی صرف دستیابی به هدف. در اینجا ضد ارزش بودن هنجارشکنی و جرم هم نتوانسته است از ارزش موفقیت بکاهد.
3- بی عرضگی در برابر زرنگی
به نظر این فرد کسی که زرنگ نیست بی عرضه است در نتیجه بی عرضه کسی است که اولا: منافع عمومی را بر منافع شخصی ترجیح می دهد و ثانیا: حاضر نیست از هر وسیله ای برای رسیدن به خواسته هایش بهره ببرد. مثلا معلمی که هدفش آگاه نمودن دیگران است ( یک هدف اجتماعی) و از طرف دیگر حاضر نیست برای رفاه به هر کاری تن دهد فردی بی عرضه و نالایق است.
سخن آخر:
شکل گیری تیپ زرنگ و تایید آن توسط جامعه، نشان از یک بیماری فرهنگی در جامعه دارد این امر نشان می دهد که نه تنها هنجارشکنی بهترین راه رسیدن به هدف است بلکه از دید مردمان دیگر نیز عملی زشت و ناپسند نیست و این موضوع دوم خطرناکتر از خود هنجارشکنی است اگر وضع به همین منوال ادامه یابد بعد از مدتی باید شاهد انجام هنجارشکنی در سطحی وسیع و شیوع زرنگی در تمام سلولهای جامعه باشیم
در پایان به اختصار تعدادی از عوامل شکل دهنده چنین وضعیتی یادآوری می شود:
1- ضعف نظام فرهنگی در درونی سازی اهداف ارزشمند
2- عدم وجود و عدم وضوح قوانین و هنجارها
3- وجود یک ساختار اجتماعی بیمار که اجازه می دهد زمینه مناسب برای موفقیت افراد زرنگ فراهم شود
4- تلقی موفقیت مالی به عنوان مهمترین و ارزشمندترین هدف زندگی
آرشیو روزنامه همشهری سال ۱۳۷۶- علیرضا تاجداری

|
سوال :
مصداقها و مثالهای زرنگی درحوزهء کار بانک در ابعاد مختلف :
کارمندان بانک ، مشتریان و...؟ |
+ نوشته شده توسط سید رضا موسوی در دوشنبه
1386/07/16 و ساعت
21:34 |