تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ پرسنل بانک اقتصاد نوین
ذکر نکاتي براي دارندگان حسابجاري جهت استفاده بهتر از چک - 2
با تشکر از جناب آقاي موسوي بابت درج مطالبي در خصوص« ذکر نکاتي براي دارندگان حسابجاري جهت 
استفاده بهتر از چک » با کسب اجازه از دوست خوبم اينجانب نيز نکاتي را در راستاي تأييد مطالب جناب 
آقاي موسوي به استحضار همکاران و دوستان گرانقدر مي رسانم:
 
1- به نظر مي رسد وصف (صرفاً وسيله مبادله و انتقال وجوه ) براي چک هاي اشخاص امروزه کمرنگ
شده و با عنايت به صحه قانونگذار بر انواع ديگر چک هايي که اشخاص از حساب خود نزد بانک محال عليه
به حواله کرد شخص ثالث و يا حامل صادر مي نمايند ( موضوع ماده 13 قانون صدور چک ) از چک بتوان 
در موارد تضمين، تعهد و ... نيز استفاده کرد. 
 
2- اخذ رسيد جهت اثبات وعده دار بودن چک و احراز سابقه آن در دست دارنده مي باشد. به استناد بند د 
ماده 13 قانون صدور چک « هرگاه بدون قيد در متن چک ثابت شود که وصول وجه آن منوط به تحقق شرطي
بوده يا چک بابت تضمين انجام معامله يا تعهدي است » وصف کيفري چک زايل و دارنده آن مي تواند در 
صورت بلامحل بودن جهت اقدامات قانوني از طريق اجراي ثبت يا محاکم دادگستري اقدام نمايد. بنابراين با 
اخذ رسيد از دارنده چک وعده دار صعوبت اثبات دعوايي که در آن دارنده چک وعده دار منکر وعده دار 
بودن آن است، براي صادرکننده منتفي است.  
 
3- نشاني متعلق به صاحب حساب در بانک محال عليه به منزله اقامتگاه قانوني وي محسوب گرديده و تمامي
ابلاغ ها و مکاتبات به اين نشاني ارسال مي گردد. در صورت تغيير اقامتگاه، صاحب حساب مکلف است 
اقامتگاه جديد خود را به بانک محال عليه اعلام نمايد. بانکها در زمانافتتاح حساب و ارائه هر گونه خدمات 
بانکي به مشتريان خود بايد در اخذ نشاني محل زندگي و اقامتگاه قانوني مشتريان بانضمام کروکي نشاني هاي
 مأخوذه دقت لازم را مبذول دارند. اين امر نه تنها، براي دارنده چک بلامحل در زمان طرح دعوي در محاکم
 دادگستري و ابلاغ اوراق قضائي و ... تأثير بسزايي دارد، براي بانک محال عليه نيز علاوه بر موارد مزبور،
در زمان ارائه پاسخ به استعلام مراجع ذيصلاح قانوني و همچنين در مواردي که خود ناگزير از طرح دعوي 
عليه مشتريان بدهکار مي باشد، به جهت جلوگيري از دادرسي بدون حضور خوانده و ... صدور آراء غيابي و
 ... کمک شاياني خواهد کرد. 
 
4- در صورت بروز اختلاف مبلغي که با حروف درج شده مناط اعتبار خواهد بود. آمار و تجربه نشان مي دهد
؛ جعل و مخدوش نمودن مطالبي که با حروف در اسناد و مکاتبات درج مي گردد کمتر اتفاق مي افتد. در اين
زمينه ماده 225 قانون تجارت بيان مي دارد:( تاريخ تحرير و مبلغ برات با تمام حروف نوشته مي شود. ... 
اگر مبلغ با حروف و رقم هر دو نوشته شده و بين آنها اختلاف باشد مبلغ با حروف معتبر است ))
 
5- اخذ صورتحساب جاري از بانک محال عليه براي بررسي مغايرت در گردش جريان مبادلات پولي واعتباري
و يا کنترل مانده حساب اعم از جاري يا غير آن، بويژه براي تجار و بازرگانان از اهميت فوق العاده اي
برخوردار است. تجار و بازرگانان مطابق با ماده 6 الي  15 قانون تجارت مکلف به داشتن دفاتر تجارتي 
مي باشند. در اين دفاتر ( دفتر روزنامه، دفتر کل، دفتر دارائي و دفتر کپيه ) تاجر بايد مطالبات و ديون و داد
و ستد تجارتي و معاملات راجع به اوراق تجارتي ( از قبيل خريد، فروش و ظهر نويسي ) و به طور کلي جميع
واردات و صادرات تجارتي خود را به هر اسم و رسمي که باشد و وجوهي را که براي مخارج شخصي خود 
برداشت مي کند، به صورت روزانه، هفتگي و سالانه ثبت نمايد. اخذ صورتحساب جاري از بانک محال عليه
در موارد فوق الذکر مي تواند به تجار جهت مطابقت و يا تکميل دفاتر قانوني مؤثر باشد.
 
6- هر چند که قانون صدور چک در ماده 13 صدور انواع چکهاي تعهدي، تضميني، وعده دار، مشروط و
سفيد امضاء را مجاز دانسته ليکن، مطابق ذيل ماده 3 قانون صدور چک « ... هرگاه در متن چک شرطي  
براي پرداخت ذکر شده باشد بانک  محال عليه به آن شرط ترتيب اثر نخواهد داد.» از نظر حقوقي مهمترين 
اثر صدور چکهاي مذکور در رابطه بين صادر کننده و ظهرنويس و دارنده يا ذينفع، سلب وصف کيفري 
اين  قبيل چکها مي باشد. اگر چه شرط مزبور براي بانک محال عليه محلي از اعراب نيست، ليکن صادرکننده
و  ظهر نويس و دارنده يا ذينفع در چهار چوب توافقات و تعهدات خود نسبت به همديگر، ملزم به رعايت آن
مي باشند.
 
7-  اثبات مالکيت چکهايي که در وجه حامل صادر مي گردد در زمان مفقودي و يا سرقت با دشواري هايي 
همراه مي باشد. دارنده چکهايي که در وجه حامل صادر شده است مالک شناخته شده و در صورت ارائه آن
 به بانک محال عليه مي تواند به راحتي با درج مشخصات سجلي و امضاء خود در ظهر چک ، نسبت به 
دريافت مبلغ چک اقدام نمايد. مشکل صادر کننده و يا ذينفع چکهاي حامل در زمان مفقودي و يا سرقت، در 
وهله اول اثبات مالکيت خود بر چک مي باشد. حقوق دارنده چک مزبور را از تحمل بار اثبات مالکيت و
 همچنين اثبات سابقه دار شدن معاف نموده است. فلسفه تجويز قانونگذار براي صدور اين نوع چک ها، به 
جهت سهولت در معاملات و مبادلات تجاري مي باشد. پيشنهاد مي شود در صدور اين قبيل چکها دقت بيشتري
مبذول شده و در صورت امکان پايه و مبنايي که منجر به صدور چک حامل شده را به صورت مکتوب حداقل
 تا زمان ارائه آن به بانک محال عليه و وصول مبلغ چک نزد خود محفوظ دارند. 
 
8- همانطور که معروض گرديد درج مبلغ و تاريخ در متن چک به صورت حروف و عدد از جمله تکاليفي
است که قانون تجارت براي صحت قانوني چک بر شمرده است و در صورت بروز اختلاف در اين خصوص، 
مبلغ و يا تاريخي که با حروف نوشته شده مناط اعتبار خواهد بود. از سوي ديگر، در صورت بروز اختلاف
در خصوص مبلغ مندرج در چک، مبلغ کمتر مناط اعتبار مي باشد. ( اين موضوع در قانون تجارت ايران در
ماده 225 ذکر شده است ليکن از نظر حقوق بانکي در صورت وجود هرگونه ابهام و يا قلم خوردگي در متن
چک، چک قابليت پرداخت از سوي بانک محال عليه را ندارد. در چنين مواردي صادر کننده نسبت به اصلاح
 مندرجات متن چک اقدام مي نمايد در غير اينصورت بانک محال عليه مکلف به صدور گواهي نامه عدم 
پرداخت به دليل نقص در مندرجات متن چک مي باشد (  دسته چکهايي که در حال حاضر توسط بانکهاي کشور
به متقاضيان داده مي شود از نظر ايمني وضعيت مطلوبي نداشته و به راحتي قابل جعل و يا دست بردن 
مي باشد. متأسفانه از سوي مسئولين امر در اين زمينه چاره اي انديشيده نشده است. ) 
 
9- علاوه بر مواردي که در بند 9 مقاله جناب آقاي موسوي ( مفقودي، سرقت، کلاهبرداري، جعل و خيانت
در امانت ) به عنوان جرايمي که ذينفع چک مي تواند به استناد ادعاي وقوع آن به بانک محال عليه کتباً
 دستور عدم پرداخت بدهد، در ماده 14 قانون قانون صدور چک عنوان عام ديگري نيز(تحصيل ساير جرايم)
 ذکر شده است. به عنوان نمونه ذينفع مي تواند به بانک محال عليه مراجعه نموده و ادعا نمايد دارنده چکي
است که آن را در درگيري و نزاع و يا از طريق تباني، شخص ثالثي تصاحب نموده است. چون اعلام ذينفع 
به بانک محال عليه صرفاً يک ادعاست نيازمند طرح دعاوي مربوطه در مراجع قضائي ذيصلاح جهت اثبات 
ادعا مي باشد.
 
10-  پس از اعلام مسدودي از سوي ذينفع به بانک محال عليه و احراز هويت دستور دهنده و اعمال اين 
مسدودي از سوي بانک، « دستور دهنده مکلف است پس از اعلام به بانک شکايت خود را به مرجع قضائي
تسليم و حداکثر ظرف مدت يک هفته گواهي تقديم شکايت خود را به بانک تسليم نمايد در غير اين صورت  
پس از انقضاء مدت مذکور بانک از محل موجودي به تقاضاي دارنده چک وجه آن را پرداخت مي نمايد.»
( تبصره 2 ماده 14 قانون صدور چک )  
 
11- در صورت ارائه گواهي تقديم شکايت از مرجع قضائي، چک مذکور تا زمان تعيين تکليف مرجع قضائي
مسدود خواهد بود. البته قانونگذار جهت حفظ حقوق و تأمين منافغ دارنده چک در ذيل ماده 14 قانون صدور
 چک اشعار مي دارد: « دارنده چک مي تواند عليه کسي که دستور عدم پرداخت داده شکايت کند و هر گاه 
خلاف ادعايي که موجب عدم پرداخت شده ثابت گردد دستور دهنده علاوه بر مجازات مقرر در ماده 7 اين قانون
( حبس و ممنوعيت از داشتن دسته چک ) به پرداخت کليه خسارات وارده به دارنده چک محکوم خواهد شد.»
 
12- ماده 3 قانون صدور چک، صادر کننده چک را از صدور چک هايي که قلم خوردگي داشته و يا امضاي
 مندرج در متن چک با امضاي موجود در بانک مطابقت نداشته، بر حذر داشته است. در صورت وجود قلم 
خوردگي و يا عدم مطابقت امضاء، بانک محال عليه اقدام به صدور گواهي عدم پرداخت مي نمايد. از ديدگاه 
حقوق در صورت وجود عمد صادر کننده چک در تنظيم چک به نحوي که از سوي بانک محال عليه  قابليت 
پرداخت نداشته و منجر به صدور گواهي عدم پرداخت گردد، مسئول جبران خسارات وارده به ذينفع مي باشد . 
 
13- واژه « حساب جاري درگير » که گويا بين همکاران بانکي در شعب ( حداقل بانک اقتصاد نوين و شايد 
بانک هاي ديگر) مصطلح شده، عبارتي بديع و نو مي باشد. اين عبارت در هيچ يک از قوانين مربوط به 
بانکداري ذکر نشده و يا تا اين تاريخ بنده برخورد نکرده ام. به نظرمي رسد منظور از اين واژگان ايجاد نوعي
مجازات و محدوديت براي صادرکنندگان چکهايي است که به دليل کسر يا فقدان موجودي منجر به صدور 
گواهي عدم پرداخت مي گردد. البته مطابق بند ج ماده 7 قانون صدور چک « چنانچه مبلغ مندرج در متن چک
از پنجاه ميليون ريال بيشتر باشد ( صادر کننده چک بلامحل ) به حبس از يکسال تا دو سال و ممنوعيت از 
داشتن دسته چک به مدت دو سال محکوم خواهد شد و ... » امتناع بانک محال عليه از صدور دسته چک 
جديد براي صادرکنندگان چک هاي بلامحل قبل از تصميم مرجع قضائي و صدور رأي قطعي در اين خصوص
، ريشه در اوامر و سلطه حقوق بانکي دارد  .
+ نوشته شده توسط علی نوروزی در یکشنبه 1388/02/27 و ساعت 17:36 |

فرار از زندان

سریال فرار از زندان یک سریال پلیسی - داستانی و معمائی است

(( از دیدن این سریال نیز مانند دو سریال قبلی که معرفی کردم (گمشدگان- لاست) و (۲۴)

 قطعا لذت خواهید برد ))

خط کلی داستان :  داستان دو برادر که یکی علیرغم بیگناهی به اعدام محکوم می شود و دیگری با نقشه ای حساب شده به همان زندان میرود که برادرش را از زندان نجات دهد .  داستان این سریال صرفا به ماجرای فراراز زندان نمی پردازد ، پس از فرار از زندان با درگیری های جدیدی که در ادامه به وجود می آید جذابیت سریال دو چندان می شود . 

بازیگران : Dominic Purcell
Wentworth Miller
Amaury Nolasco
Robert Knepper
Wade Williams
Sarah Wayne Callies
William Fichtner
Paul Adelstein
Marshall Allman
Rockmond Dunbar
Jodi Lyn O'Keefe
...


جوایز :
ALMA Award
Eddie
International Award
Golden Globe
Emmy
Golden Reel Award

برخی از سایتهای فروشنده این سریال :

اونکیدو                        آزاد دی وی دی                  بازار اینترنتی ایرانیان

+ نوشته شده توسط سید رضا موسوی در شنبه 1388/02/26 و ساعت 21:5 |

هيچ‌چيز را وكالتي نخريد

با بالا رفتن قيمت مسكن، اقشار كم درآمد براي تهيه قسمتي از وجه خريد مسكن از وام‌هاي بانكي استفاده مي‌كنند.

وام خريد در بانك‌هاي خصوصي كه درصد بالاتري از سود را نسبت به وام بانك‌هاي دولتي به خريدار تحميل مي‌كنند اغلب زياد طرفدار ندارد.  وام بانك‌هاي دولتي هم مشكلات خاص خود را دارد، از‌جمله چند ماه، مبلغي را در آن بانك مربوط بايد به‌عنوان سپرده  بانكي گذاشت.
 اين  دلايل همراه با بالا رفتن تورم و  نيز بالارفتن درجه سودجويي افراد، گروهي را به دلالي وام واداشت‌. به اين معنا كه به‌طور مثال دارنده وام 18ميليوني وام را 3ميليون تومان به خريدار مستاصل مي‌فروشد و از اين 3ميليون مبلغ قابل توجهي را به‌عنوان حق دلالي بر مي‌دارند و اما تكليف آن وام و بعد از آن سند خريدار وام چه مي‌شود قصه پر غصه‌اي دارد.

خانه آقاي خريدار به نام كسي كه وام مسكن به نامش بود در رهن بانك قرار مي‌گيرد و يك مبايعه نامه به اضافه يك وكالت بلاعزل هم از طرف فروشنده به خريدار وام داده مي‌شود مبني بر اينكه بعد از پرداخت مبلغ وام با مراجعه به بانك نسبت به فك رهن از خانه اقدام و خريدار بتواند آپارتمان را به نام خود ثبت‌كند‌.

حال اگر آقاي فروشنده وام در اين مدت كه اكثرا هم مدت طولاني‌اي بود  بدرود حيات مي‌گفت يا محجور مي‌شد بر مبناي قانون مدني، تكليف آقاي خريدار گره مي‌خورد با مشكلات عديده‌اي كه اميدوارم براي شما پيش نيايد.
البته از سال 86 به بعد اين مشكل در مورد وام‌هاي مربوط به بانك مسكن تا حدودي كاهش يافت‌. اخبار حاكي  از آن است كه نقل و انتقال وام مسكن در بنگاه‌هاي معاملات ملكي بعد از مدت‌ها جلسه و مشورت با حقوقدان‌هاي مجرب در اتحاديه املاك منجر به اين نتيجه شد كه خريد و فروش وام ايراد حقوقي ندارد.

به‌وجود آمدن اين مسائل سبب شد تا اين موارد با مسئولان بانك مسكن نيز مطرح شود و آنها نيز براي افرادي كه وام وكالتي داشتند فراخوان دادند كه به بانك‌ها مراجعه كرده و وام را به نام خود ثبت كنند.

خريداران وام‌هاي مربوط به بانك مسكن بنابر تصميم بانك مسكن اكنون مي‌توانند با پرداخت 10درصد مانده تسهيلات حتي پس از چند روز از خريد وام آن را به نام خود تغيير دهند (البته آنچه در حال حاضر اجرا مي‌شود 30درصد است).
البته لازم به ذكر است‌، نظام قانوني خاصي‌، مبتني بر واقعيت‌ها بر بازار معاملات وجود ندارد و خريد و فروش وكالتي همچنان يكه تاز است.

در علم حقوق كلمات و الفاظ با تصورات عرفي متفاوتند و يا به قولي بار حقوقي دارند و بر هر لفظي چند ماده قانوني هويت مي‌بخشد و هم اينجاست كه براي افرادي سوء‌استفاده از اين الفاظ نان چربي، به عمل مي‌آورد.

و اما وكالت در مقوله انتقال اموال ترتيبات خاصي دارد كه نايب رئيس كانون وكلاي مركز در توضيح آن اظهار مي‌دارد: وكالت عقدي است كه به موجب آن به شخص ديگري نمايندگي و يا نيابت داده مي‌شود كه كاري را به جاي موكل انجام دهد، مثلاً خانه و يا زمين وي را بفروشد و يا خانه و زميني را برايش خريداري كند و يا كار و يا كارهاي اداري مشخصي را به جاي وي به انجام رساند و يا به نمايندگي موكل در مجامع شركتي كه سهامدار آن است، شركت كند و در تصميم‌گيري‌هاي مربوطه دخالت نمايد.

در هرحال اقدامات وكيل در هر زمينه محدود به اختياراتي است كه موكل به وي تفويض مي‌كند و در اين رابطه هر عمل و اقدامي كه وكيل در محدوده اختيارات وكالتي خود انجام مي‌دهد، به منزله عمل و اقدام موكل است.

قانون مدني هم ضمن تعريف عقد وكالت، ويژگي‌هاي اين عقد و تعهدات وكيل و تعهدات موكل و طرق مختلف انقضاي عقد وكالت را برشمرده است و به موجب اين قانون، وكالت براي انتقال اموال با وكالت براي انجام ساير امور موكل تفاوتي ندارد.

و اما وكالت در مقوله‌اي به نام انتقال و يا خريد و فروش وكالتي به تعبير شاهپور منوچهري: تفويض وكالت، براي انجام عمل و يا اعمال حقوقي است و اين عمل حقوقي كه در اجراي امر وكالت و در حدود اختيارات وكالتي صورت مي‌گيرد، مي‌تواند عقد بيع باشد يا اجاره يا هبه، صلح و... كه هر يك ماهيت خاص و آثار حقوقي خاص خود را دارد. انتقال مالكيت مي‌تواند حسب مورد در قالب عقودي نظير بيع، هبه و صلح صورت گيرد، اما در عقد وكالت مالي به وكيل انتقال داده نمي‌شود، بلكه درصورتي كه وكيل اختيار انتقال اموال موكل خود را داشته باشد، مي‌تواند با استفاده از اختيارات وكالتي خود مال موكل را با رعايت غبطه و صرفه و صلاح وي انتقال دهد و در واقع وكالت در اين مورد واسطه انتقال است و خودبه‌خود و بدون انجام اعمال حقوقي خاصي از طرف وكيل منجر به تمليك نمي‌شود و حتي چنانچه در وكالتنامه اختيار انتقال مورد وكالت به شخص موكل هم تصريح شده باشد، تا زماني كه اين انتقال صورت نگيرد و وكيل به مورد وكالت عمل نكند، هيچ‌گونه حق مالكانه‌اي به جهت در دست داشتن وكالتنامه براي وي ايجاد نمي‌شود، زيرا تا زماني كه وكيل به مورد وكالت عمل نكرده باشد، شخص موكل مي‌تواند خود به مورد وكالت عمل كند و مثلاً ملك خود را به فروش رساند و يا حتي وكيل خود را عزل كند و درصورت فوت وكيل و يا موكل و محجور شدن هر يك از آنان، وكالت نيز از درجه اعتبار ساقط مي‌شود.

در نتيجه آنچه به‌عنوان خريد و فروش وكالتي باب شده و شخصي با اخذ وكالتنامه از مالك مال و بدون انعقاد قرارداد ديگري مدعي مي‌شود كه مال موضوع وكالت را از مالك آن خريداري كرده‌ام به هيچ وجه جنبه قانوني ندارد و وكالتنامه به تنهايي نمي‌تواند مستند انتقال مال به وكيل قرار گيرد، مگر آنكه شخص به موجب قرارداد عادي ملكي را خريداري كند و فروشنده علاوه بر امضاي آن قرارداد به موجب وكالتنامه رسمي به آن شخص تفويض وكالت كند تا وي بتواند با استفاده از اختيارات مندرج در آن وكالتنامه، تمامي تشريفات مربوطه به انتقال رسمي را انجام دهد و با حضور در دفترخانه مورد وكالت را به‌خود منتقل كند.

اما مشكل عمده‌اي كه باعث اشتباه اكثر افراد مي‌شو د اصطلاح وكالت بلاعزل است كه در توضيح آن بايد گفت‌، وكالت عقدي جايز است و هر يك از طرفين حق دارند هر وقت كه بخواهند آن را بر هم بزنند، وكيل مي‌تواند استعفا كند و موكل نيز مي‌تواند وكيل خود را عزل نمايد و چنانچه براي وكالت مدتي هم تعيين كنند، باز هم تأثيري در قضيه نخواهد گذاشت و در اثناي همان مدت نيز مي‌توان وكالت را بر هم زد و چنانچه در وكالتنامه حق عزل وكيل هم اسقاط شده باشد باز هم موكل مي‌تواند وكيل خود را عزل كند زيرا شرط عدم‌عزل در ضمن عقد وكالت كه خود عقد جايز است حق عزل را ساقط نمي‌كند مگر آنكه موكل ضمن عقد لازمي اين حق را از خود سلب‌ كندكه در اين مورد منوچهري اعتقاد دارد: بنابراين عقد لازمي مي‌بايستي بين طرفين منعقد شود و صيغه آن عقد جاري شود و ضمن آن عقد عدم‌عزل وكيل شرط شده باشد و به همين لحاظ بلاعزل بودن و يا اسقاط حق عزل وكيل كه جزو شروط عقد ديگر است، تغييري در تعريف عقد وكالت ايجاد نمي‌كند و بلاعزل بودن وكالت ماهيت عقد وكالت را تغيير نمي‌دهد و به مفهوم انتقال مورد وكالت به وكيل نخواهد بود و هيچ كس نمي‌تواند با دردست داشتن سند وكالت بلاعزل مدعي مالكيت مورد وكالت  شود مگر آنكه اثبات كند به موجب عقدي از عقود نظير بيع، صلح، هبه مورد وكالت به وي انتقال داده شده است اما متأسفانه عدم‌اطلاع از مقررات قانوني باعث شده برخي بر اين باور باشند كه چنانچه فروشنده‌اي درخصوص ملك يا آپارتمان و يا زمين و يا نظاير آن وكالت بلاعزل به آنان تفويض كند، اين وكالت به مفهوم انتقال ملك است و اين باور غلط مشكلات عديده‌اي را براي مردم ايجاد كرده و مي‌كند زيرا همانطور كه قبلاً گفته شد، هرچند موكل نمي‌تواند وكيلي را كه ضمن عقد، حق عزل وي را از خود سلب كرده است، عزل نمايد اما مي‌تواند خود موضوع وكالت را انجام دهد، مثلاً بدون توجه به آن وكالت ملك مورد وكالت را به اشخاص ديگري انتقال دهد.

ضمناً با فوت وكيل و يا موكل وكالت بلاعزل نيز از درجه اعتبار ساقط مي‌شود.
مشكل ديگر اينكه چنانچه موكل به اشخاص مختلف بدهكار باشد طلبكاران وي مي‌توانند ملك مورد وكالت را چنانچه به نام وي باشد در ازاي طلب خود، از طريق مراجع صالحه قانوني توقيف و تأمين كنند.

يا اينكه ممكن است كار موكل به افلاس و ورشكستگي كشيده شود و يا به جهت سفه و جنون محجور اعلام‌شود و براي وي قيم تعيين شود و يا حتي به جهتي از جهات قانوني،  اموال وي مورد مصادره قرار گيرد صرف‌نظر از همه اينها در زمان تنظيم سند وكالت در دفترخانه اسناد رسمي، درخصوص ملك و يا املاك مورد وكالت استعلامات لازمه از مراجع مختلف نظير ثبت، دارايي، شهرداري، سازمان زمين شهري و ساير مراجع ذي ربط به عمل نمي‌آيد و شخص با اخذ وكالت تصور مي‌كندكه مالك ملك مورد وكالت شده است و بعدها معلوم مي‌شود كه مثلاً وكالتنامه‌اي كه براساس آن وكالتنامه ديگري تنظيم شده، جعلي بوده و يا ملك مورد وكالت قبلاً در رهن و يا توقيف قرار داشته است و بسياري مسائل و مشكلات ديگر كه حد و حصري نمي‌توان براي آن قائل شد و پرونده‌هاي عديده‌اي كه در اين موارد در دستگاه قضايي تشكيل شده و در بسياري موارد نتيجه‌اي مثبت هم به نفع خريدار به‌اصطلاح وكالتي در‌بر‌ندارد گوياي همين واقعيت‌ها‌ست.

روزنامه همشهری - ندا فرامرزيان

+ نوشته شده توسط enbank در جمعه 1388/02/25 و ساعت 10:31 |

ذکر نکاتی برای دارندگان حسابجاری جهت استفاده بهتر از چک

1-  چک صرفا وسیله مبادله و انتقال وجوه است ، از صدور چکهای بدون محل در تاریخ آینده به امید تامین وجه آنها در تاریخ مندرج اکیدا خوددرای فرمائید .

2-   در مواردی که به هر علتی چک را به صورت وعده دار صادر می نمائید حتی الامکان از دارنده آن رسید اخذ کنید .

3-   در صورت تغییر نشانی و شماره تماس ، سریعا و ترجیحا به صورت مکتوب بانک خود را از تغییرات مطلع نمائید .

4-   در متن چک همواره تاریخ چک را  به دو صورت عدد و حروف درج نمائید .

5-  در مقاطع زمانی مشخصی صورتحساب جاری خود را از بانک دریافت نموده و چنانچه مغایرتی در گردش یا مانده حساب خود ملاحظه کردید ، سریعا موضوع را به بانک اطلاع دهید .

6-   قید شرط یا تضمین خاصی در متن چک جهت پرداخت وجه آن ، مانع پرداخت وجه توسط بانک نمی گردد .

7-  چکهای خود را حدالمقدور در وجه حامل صادر نکنید تا در صورت مفقود شدن چک و یا بوجود آمدن مشکل ، اقدامات قانونی را ، راحت تر و بدون اشکال پیگیری کنید .

8-  هنگام درج مبلغ حروفی چک ، تواما آن را به صورت ریال و تومان بنویسید و ترجیحا جهت جلوگیری از جعل و تغییر مبلغ آن ، با زدن چسب یا کشیدن ماژیک فسفری مبلغ را محفوظ کنید .

9-  درخواست عدم پرداخت وجه چک صرفا در صورتی توسط بانک اعمال میگردد که یکی از جرایم مرتبط با چک صادره مانند مفقود شدن ، سرقت ، کلاهبرداری ، جعل و یا خیانت در امانت به طور مکتوب توسط صادر کننده چک به بانک اعلام شده و وجه چک نیز در حساب تامین گردیده باشد .

10- ظرف مدت هفت روز تقویمی شما فرصت دارید بعد از درخواست مکتوب عدم پرداخت وجه چک به بانک با مراجعه به مرجع قضایی و تشکیل پرونده در خصوص یکی از جرایم فوق حسب مورد نسبت به ارائه نامه قضایی ( گواهی تقدیم شکایت به مرجع قضایی ) اقدام نمائید در غیر اینصورت بعد از گذشت این مهلت وجه چک به تقاضای دارنده آن ، قابل پرداخت خواهد بود .

11- در هر حال بعد از ارائه نامه قضایی نیز چک همچنان مسدود و وجه آن نیز تا تعیین تکلیف مرجع رسیدگی به شکایت ، قابل پرداخت نخواهد بود .

12- ادعای غیرقابل اثبات و دروغین در خصوص جرایم فوق جهت جلوگیری از پرداخت وجه چک منطقا جرم محسوب میگردد بنابراین اگر مشکلی با دریافت کننده چک دارید صرفا برای اذیت کردن آن چنین اقدامی نکنید که برایتان دردسر خواهد شد .

13-  صادر کننده چک نباید چک را به نحوی که امکان پرداخت وجه آن برای بانک مقدور نباشد صادر نماید . مثلا امضا دیگری غیر از نمونه امضا درج شده در فرمهای بانکی روی چک انجام دهد و یا امثالهم .

14- در صورت فقدان و یا کسر موجودی ، عدم تطابق امضا ، مخدوش بودن و خط خوردگی و یا وجود مغایرت در مندرجات چک ، بنا به درخواست ذینفع آن گواهی عدم پرداخت صادر خواهد گردید .

15- چنانچه صدور گواهی عدم پرداخت بدلیل کسر یا فقدان موجودی صورت گرفته باشد حساب صادر کننده چک " حسابجاری درگیر" بوده و تا روشن شدن وضعیت چک یا چکهای برگشتی از اعطای دسته چک جدید به صاحب حساب خودداری خواهد شد . 

+ نوشته شده توسط سید رضا موسوی در دوشنبه 1388/02/21 و ساعت 20:18 |

بررسي لايحه حذف جنبه کيفري چک از قانون صدور چک

قانون چک که در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرد شامل کليه موارد اصلاحي و الحاقي  قانون اصلاح موادي از قانون صدور چک مصوب تير ماه 1355 که در 11/8/1372 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده و 19/8/72 با اصلاحاتي به تأييد شوراي نگهبان رسيده شامل قانون اصلاح موادي از قانون صدور چک مصوب 2/6/82 مجلس شوراي اسلامي است که آخرين اصلاحات و الحاقات مندرج در قانون صدور چک مي باشد.

قانون صدور چک شامل 23 ماده و 9 تبصره و 12 بند که مواد ۷الي ۱۹و ماده 22 به بررسي جنبه هاي کيفري چک پرداخته است که شامل 14 ماده و 8 تبصره و 8 بند مي باشد. از تعداد مواد اختصاص يافته در قانون در مورد بررسي وضعیت کيفري چک، پي به اهميت اين ضمانت در حقوق ايران مي بريم.

سياست کيفري قانونگذار در حمايت از دارندگان چکهاي بي محل به دليل اهميت اين سند تجاري در مبادلات و معاملات و استفاده روز افزون مردم از چک همچنين به جهت جلوگيري از سوء استفاده افراد فرصت طلب در راستاي تحصيل اعتبار کذايي مي باشد. چک مانند سفته و برات يکي از اسناد تجاري مهم و پرکاربرد در تمام دنيا از جمله ايران مي باشد. البته بازرگانان و تجار ايراني با برات به عنوان يک سند تجاري و هم رديف چک و سفته کمتر آشنايي داشته و دارند.

قانون صدور چک در ايران دستخوش تحولات و الحاقات واصلاحات زيادي شده است. زماني صدور چکهاي وعده دار، تضميني يا مشروط ممنوع و صادر کنندگان اين قبيل چکها در صورت شکايت ذينفع و عدم پرداخت به موقع مجازات مي شدند ( ماده 13 قانون صدور چک مصوب 11/8/72 «صدور چک به عنوان تضمين يا تأمين اعتبار يا مشروط، وعده دار يا سفيد امضاء ممنوع مي باشد. صادر کننده در صورت شکايت ذينفع و عدم پرداخت به مجازات حبس از شش ماه تا دو سال و يا جزاي نقدي از يکصد هزار تا ده هزار ريال محکوم خواهد شد.» ) در حال حاضر با اصلاحات صورت گرفته در تاريخ 2/6/82 صدور چکهاي وعده دار، تضميني و يا مشروط مورد تأييد قانونگذار قرار گرفته و وصف مجرمانه آن منتفي شده است. 

 ماده 13 قانون فعلي صدور چک « در موارد زير صادر کننده چک قابل تعقيب کيفري نيست.

الف- در صورتي که ثابت شود چک سفيد امضاء داده شده است.

ب- هر گاه در متن چک وصول آن منوط به تحقق شرطي شده باشد.

ج- چنانچه در متن چک قيد شده باشد که چک بابت تضمين انجام معامله يا تعهدي است.

ه- در صورتي که ثابت شود چک بدون تاريخ صادر شده و يا تاريخ واقعي صدور چک مقدم بر تاريخ مندرج در متن چک باشد.»

تدوين ماده 13 مزبور در قانون صدور چک در واقع تأييد حقوقي واقعيت موجود در جامعه و قانوني کردن رفتار اجتماع اشخاص از سوي قانونگذار مي باشد چرا که مردم بر خلاف قانون مزبور به راحتي نسبت به صدور چکهاي مذکور اقدام مي نمودند.

در ايران براي دريافت دسته چک از بانک شرايط سخت و خاصي براي افراد در نظر گرفته نشده است. از اين رو، هر کسي با هر ميزان توانايي مالي مي تواند اقدام به اخذ دسته چک از بانکها نموده و همچنين در تعيين مبلغ و صدور چک هيچ محدوديت يا سقفي در نظر گرفته نشده است. در واقع مشکل اساسي صدور چکهاي بي محل و افزايش شمار پرونده هاي موجود در مراجع قضائي و تعداد زياد محبوسين ناشي از صدور اين قبيل چکها در بي توجهي قانونگذار نسبت به تعيين شرايط خاص براي متقاضي دسته چک مي باشد. در برخي از کشورها اشخاص به اندازه اعتبار خود در بانک مجاز به تعيين مبلغ و صدور چک مي باشند. بانکها در اعطاي دسته چک به اشخاص قوانين و شرايط خاصي را لحاظ نموده و فقط بازرگانان و تجار و در کل کسانيکه داراي اعتبار کافي باشند مي توانند چکهايي با مبالغ سنگين صادر نموده و باطبع اين قبيل اشخاص موجودي کافي و اعتبار لازم نزد بانک مربوطه دارا مي باشند. هر دسته چک بيانگر ميزان اعتبار اشخاص در معاملات بوده و طرفين متعاملين به راحتي از دسته چک طرف مقابل مي توانند ميزان اعتبار را تخمين زده و بر مبناي آن معامله نمايند و جامعه نيز از گزند فرصت طلبان و کلاهبردارن تا حد زيادي مصون مي ماند. در چنين شرايطي حتماً آمار پرونده هاي مربوط به چک در مراجع قضائي نيز از ميزان قابل قبولي برخوردار خواهد بود.

به نظر اينجانب اگر بانکها به ميزان اعتبار هر شخص ( اعتبار اعم از وجه نقد يا موجودي حساب ) اقدام به صدور دسته چک نمايند نتيجه اي که حاصل مي شود اين است که صادر کنندگان چک در صدور و تعيين رقم چک نامحدود نبوده و با عنايت به وضعيت اعتباري خود فقط مي توانند به اندازه سقف اعتباري توديعي نزد بانک محال عليه چک صادر نمايند. بانکهاي محال عليه نيز تضمين مناسبي از متقاضيان دسته چک اخذ نموده و از اين حيث وصول ملغ چک را براي دارنده تضمين مي نمايند.

سياست حذف جنبه کيفري چک به دليل کثرت پرونده هاي مطروحه در مراجع قضائي و افزايش شمار محبوسيني که اقدام به صدور چک بلامحل نموده اند، بدون در نظر گرفتن جايگزين مناسب براي جنبه کيفري چک نه تنها مشکلات موجود در استفاده و صدور چک به نحو موجود در جامعه را حل نخواهد کرد بلکه ضمن کاستن از اعتبار و موقعيت چک به عنوان يک سند تجاري و وسيله مناسب پرداخت در مناسبات تجاري، تبديل به اهرمي جهت سوء استفاده افراد فرصت طلب و افزايش جرايم مربوط به چک و در نتيجه افزايش دعاوي مطروحه در مراجع قضائي و شمار زندانيان مي گردد.

ظاهراً در لايحه جديد اصلاح قانون صدور چک قصد دارند به جاي جنبه کيفري چک مجازات صادر کنندگان چکهاي بي محل تبديل به محروميت از فعاليتهاي بانکي، پولي و اداري گردد. هر چند شرايط و موارد اين محروميت ها هنوز توسط مسئولين امر مشخص نشده است ليکن ضمانت کيفري پيش بيني شده در قانون صدور چک ( حبس، جزاي نقدي و محروميت از داشتن دسته چک ) عليرغم شدت و سخت گيري قانوني نتوانسته است صدور چکهاي بي محل را مهار نمايد.

نتيجه: حذف ضمانت کيفري از قانون صدور چک بدون در نظر گرفتن جايگزين مناسب و محکم نه تنها مشکل کثرت پرونده هاي موجود در دادگستري و افزايش شمار محبوسين صدور چک بلامحل را حل نخواهد کرد، بلکه با حذف مجازات کيفري اهرم مناسبي در دست افراد سود جو و فرصت طلب جهت کلاهبرداري و سوء استفاده قرار داده مي شود.     

+ نوشته شده توسط علی نوروزی در چهارشنبه 1388/02/16 و ساعت 14:53 |

حذف جنبه كيفري چك و ديدگاه‌هاي كارشناسان

     مال باخته محترم ! لطفا اصل چک را پس از برگشت زدن بذارید در کوزه و آبش را بخورید .

                                                                                                   (( اردتمند شما کلاهبردار ))

اصلاح دوباره قانون چك كه پس از زمان كوتاهي از اصلاح اوليه آن در مجلس ششم صورت مي‌گيرد از اوايل سال ۸۳ در دستور كار قوه قضاييه قرار دارد. در اصلاحيه نخست كه در مجلس ششم به تصويب نمايندگان رسيد جنبه كيفري چك حذف شده بود و همين مساله در آن مقطع انتقادات برخي از صاحب‌نظران را به دنبال داشت.

به گزارش خبرنگار بانك و بيمه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بازنگري قانون چك از همان زمان در دستور كار قوه قضاييه قرار گرفت و پيش‌بيني مي‌شد كه نهايتا تا دي ماه سال گذشته پيش‌نويس قانون جديد به دولت ارائه شود كه اين پيش‌بيني هنوز به طور كامل محقق نشده است.

جواد طهماسبي ـ مديركل تدوين لوايح قوه قضاييه ـ در روزهاي گذشته در حالي از حذف جنبه كيفري چك خبر داد كه پيش از اين تاكيد كرده بود كه در لايحه بازنگري قانون، جنبه كيفري به عنوان يك اهرم حفظ شده است.

همچنين بنا بر آخرين آمارها سالانه بيش از يك ميليون پرونده چك در محاكم قضايي تشكيل مي‌شود كه مسوولان تدوين لايحه جديد قصد دارند با جايگزيني محروميت از فعاليت‌هاي بانكي، پولي و اداري به جاي ضمانت كيفري در تشكيل اين تعداد پرونده در محاكم قضايي جلوگيري كنند.

* چك اعتبارش را به عنوان يك وسيله مبادله از دست مي‌دهد

در همين زمينه محمد طبيبيان ـ رييس سابق موسسه عالي بانكداري ـ در گفت‌وگو با ايسنا درباره برداشته شدن جنبه كيفري قانون چك گفت: زماني كه فردي چك بي‌محل مي‌كشد به عنوان يك اقدام مالي، تعهدي را قبول كرده ولي با لغو جنبه كيفري چك ارزش چك نيز زير سوال برده مي‌شود.

وي ادامه داد: در گذشته در صورت پاس نشدن چك فرد زنداني مي‌شد ولي در حال حاضر شخص مورد نظر يا بايد پول را پرداخت و در صورت نداشتن پول به عنوان مجرم تلقي و زنداني نمي‌شود.

اين كارشناس بانكي زنداني نشدن افراد را به خاطر كشيدن چك بي‌محل اقدام مثبتي دانست و اظهار كرد: در گذشته بسياري از فعالان اقتصادي به خاطر نداشتن پول سال‌ها زنداني مي‌شدند و اين زنداني شدن مانع پيشرفت و فعاليت آنها مي‌شد.

طبيبيان نامشخص ماندن مطالبات افراد و از بين رفتن چك را جنبه منفي اين قضيه عنوان كرد و افزود: از بين رفتن جنبه كيفري چك باعث مي‌شود كه اعتبارات چك به عنوان يك وسيله مبادله از بين برود.

به گفته وي متاسفانه در اقتصاد كشور ما بانك‌ها به دلايل مختلف كارهايي را كه در حيطه كاريشان است را نمي‌توانند به درستي انجام دهند و مردم خودشان از طريق كشيدن چك ايجاد اعتبار مي‌كنند.

رييس سابق موسسه عالي بانكداري با بيان اينكه يك كارخانه يا شركت تجاري نمي‌تواند با پول نقد، معاملات خود را انجام دهد تاكيد كرد: بيشتر معاملات بزرگ با چك انجام مي‌شود ولي با حذف جنبه كيفري چك نبود اطمينان بسيار زيادي بين فعالان اقتصادي ايجاد مي‌شود چرا كه اعتبار چك كاهش پيدا كرده است.

* اعتماد زياد به چك در نقل و انتقالات بازار

كاظم نجفي علمي ـ رييس سازمان حسابرسي ـ نيز با انتقاد به حذف جنبه كيفري چك اظهار كرد: جنبه كيفري چك اعتماد وسيعي را در نقل و انتقالات بازار ايجاد مي‌كند و اگر اين مساله مهم حذف شود اعتماد لازم و عمومي در ميان مردم سلب مي‌شود.

به گفته وي با از بين رفتن جنبه كيفري چك بسياري از معاملات بازار بايد با پول نقد انجام شود چرا كه در غير اين صورت مشكلات وسيعي را ايجاد مي‌كند.

رييس سازمان حسابرسي با بيان اينكه با از بين رفتن جنبه قانون كيفري چك مبادلات تجاري از بين مي‌رود، تاكيد كرد: به دليل اينكه اطمينان لازم به چك ديگر وجود نخواهد داشت، مبادلات تجاري قطعا روز به روز كمتر مي‌شود.

* حذف جنبه كيفري چك مساوي با افزايش كلاهبرداري بيشتر

همچنين فريد ضياءالملكي ـ عضو سابق هيات مديره بانك سامان ـ با بيان اينكه بررسي حذف جنبه كيفري چك از چند سال پيش در قوه قضاييه و مركز پژوهش‌هاي مجلس مطرح و در دست بررسي بود به خبرنگار ايسنا گفت: با حذف جنبه كيفري چك معامله‌گران و تجار ديگر اطمينان به دريافت چك نمي‌كنند و بيشتر ترجيح مي‌دهند كه معاملات خود را به صورت نقدي انجام دهند كه اين نقدي انجام دادن تبعات زيادي را به همراه خواهد داشت.

وي ادامه داد: مسئولان بايد قوانين چك را سخت تر كنند نه اينكه با حذف جنبه كيفري چك كلاهبرداري‌ها را افزايش دهند.

* به گردش راحت‌تر چك در جامعه كمك مي‌شود

در عين حال محسن مهرعليزاده با موافقت با اين امر عنوان كرد: حذف جنبه كيفري چك به گردش راحت‌تر چك در جامعه كمك كرده و همين امر موجب خواهد شد كه مقداري به نقدينگي جامعه اضافه شود.

نايب رييس كميسيون اقتصاد كلان و بانك و بيمه اتاق بازرگاني ايران در گفت‌وگو با ايسنا درباره تاثير حذف جنبه كيفري چك در حوزه تجارت عنوان كرد: معتقدم كه اين امر در اصل درست بوده و به نحوي از اينكه تاجر يا صاحب سرمايه از نبود نقدينگي دچار مشكل شوند جلوگيري خواهد كرد و در مواقع اضطرار از محدوديت فعالان اقتصادي جلوگيري خواهد كرد. البته قطعا بايد براي جايگزيني حذف جنبه كيفري چك چاره انديشي شده و روش ديگري پيش‌بيني شود.

وي ادامه داد: در زماني كه قانون تشديد مجازات‌ها در مورد چك تنظيم مي‌شد چك به عنوان يك شبه پول مورد توجه قرار مي‌گرفت و همين امر عملا موجب ايجاد نقدينگي كاذب و در نتيجه تورم كاذب در جامعه مي‌شد كه البته با ايجاد محدوديت‌ها هم از بين نرفت.

مهرعليزاده خاطرنشان كرد: در شرايط امروز حذف جنبه كيفري چك امر مطلوبي است چرا كه به علت پنج هزار ميليارد تومان معوقه‌هاي بانكي در واقع نقدينگي در جامعه كاهش يافته و بحث توليد و تجارت با ركود بي‌سابقه‌اي مواجه است.

به گفته وي ركود فعلي با وجود اينكه به ثابت ماندن تورم كمك كرده است اما قطعا چنين ركودي با كاهش اشتغال و كاهش توليد همراه خواهد بود كه بايد اين فضا شكسته شود.

مهرعليزاده با بيان اينكه اثرات منفي حذف جنبه كيفري چك بسيار كمتر از اثرات مثبت آن است افزود: بازار و صنعت اعتماد متقابل به يكديگر دارند و معمولا دچار چنين مسائل بي اعتمادي نخواهند شد و قطعا حذف كيفري چك دراين زمينه بي‌اثر است. البته اهميت اين بعد آن بسيار كمتر از حركت راحت جريان پول است چراكه چنين اقدامي قطعا به رونق مجدد اقتصادي كمك خواهد كرد.

نايب رييس كميسيون اقتصاد كلان و بانك و بيمه اتاق ايران همچنين توصيه كرد كه تصميم گيران حتما پس از حذف جنبه كيفري چك قانون ديگري را جايگزين آن كنند كه عده‌اي سودجو از اين وضعيت سوءاستفاده نكنند.

وي گفت: براي مثال در كشوري مثل آلمان كه جنبه كيفري چك وجود ندارد براي دسته چك‌هاي بالاي ۱۰ هزار يورو نظارت محسوس و نامحسوس پيش‌بيني شده است كه همين امر مي‌تواند در كشورمان نيز صدق كند.

* تشكيل كميته‌اي در بانك مركزي براي بررسي حذف جنبه كيفري چك

در همين زمينه مدير اداره نظارت بر بانك‌هاي بانك مركزي به ايسنا خبر داد كه كميته‌اي در بخش حقوقي بانك مركزي به بررسي حذف جنبه كيفري چك تشكيل شده و پيش نويس و نظرات بانك مركزي را به مجلس ارائه مي‌كند.

ابراهيم درويشي با اشاره به اينكه بحث حذف جنبه كيفري چك هنوز به تصويب نرسيده است، گفت: پيش‌نويس حذف جنبه كيفري چك در حال تهيه شدن است و قرار است كه اين پيش نويس به مجلس برود ولي هنوز اتفاق خاصي رخ نداده است.

وي ادامه داد: چنانچه اين مساله به تصويب و ابلاغ برسد در اين صورت جنبه كيفري چك از بين مي‌رود.

درويشي با بيان اينكه چك به علت داشتن جنبه كيفري در بازار گردش پيدا مي‌كند تصريح كرد: مردم نقل و انتقال چك را به لحاظ جنبه كيفري‌اش قبول دارند و اگر جنبه كيفري چك از بين برود همانند سفته و برات مي‌شود.

مدير اداره نظارت بر بانك‌هاي بانك مركزي از تشيكل كميته‌اي براي بررسي اين مساله در بانك مركزي خبر داد و افزود: كارشناسان در بانك مركزي معايب و محاسن انجام اين كار را بررسي و طي لايحه‌اي به مجلس منعكس مي‌كنند.

به گفته وي قدرت چك به علت داشتن جنبه كيفري‌اش است و اگر اين جنبه كيفري گرفته شود همانند سفته و برات خواهد بود.

درويشي با اشاره به اينكه فرد از سه طريق مي‌تواند اقدام به وصول چك كند عنوان كرد: اگر جنبه كيفري چك از بين رود فرد مذكور مثل سفته و برات تنها مي‌تواند از مراجع قضايي پيگيري كند و اگر چنانچه موفق به دريافت حكم شود و آن بدهكار متواري يا اموالش را مخفي كند، عملا دست شاكي از دريافت پول كوتاه خواهد ماند.

 *حذف جنبه كيفري چك به گردش راحت‌تر آن در جامعه كمك مي‌كند

نايب رييس كميسيون اقتصاد كلان اتاق ايران :حذف جنبه كيفري چك به گردش راحت‌تر چك در جامعه كمك كرده و همين امر موجب خواهد شد كه مقداري به نقدينگي جامعه اضافه شود.

محسن مهرعليزاده ـ نايب رييس كميسيون اقتصاد كلان و بانك و بيمه اتاق بازرگاني ايران ـ در گفت‌وگو با خبرنگار بازرگاني ايسنا درباره تاثير حذف جنبه كيفري چك در حوزه تجارت عنوان كرد: معتقدم كه اين امر در اصل درست بوده و به نحوي از اينكه تاجر يا صاحب سرمايه از نبود نقدينگي دچار مشكل شوند جلوگيري خواهد كرد و در مواقع اضطرار از محدوديت فعالان اقتصادي جلوگيري خواهد كرد. البته قطعا بايد براي جايگزيني حذف جنبه كيفري چك چاره انديشي شده و روش ديگري پيش‌بيني شود.

وي ادامه داد: در زماني كه قانون تشديد مجازات‌ها در مورد چك تنظيم مي‌شد چك به عنوان يك شبه پول مورد توجه قرار مي‌گرفت و همين امر عملا موجب ايجاد نقدينگي كاذب و در نتيجه تورم كاذب در جامعه مي‌شد كه البته با ايجاد محدوديت‌ها هم از بين نرفت.

مهرعليزاده خاطرنشان كرد: در شرايط امروز حذف جنبه كيفري چك امر مطلوبي است چرا كه به علت پنج هزار ميليارد تومان معوقه‌هاي بانكي در واقع نقدينگي در جامعه كاهش يافته و بحث توليد و تجارت با ركود بي‌سابقه‌اي مواجه است.

به گفته وي ركود فعلي با وجود اينكه به ثابت ماندن تورم كمك كرده است اما قطعا چنين ركودي با كاهش اشتغال و كاهش توليد همراه خواهد بود كه بايد اين فضا شكسته شود.

مهرعليزاده با بيان اينكه اثرات منفي حذف جنبه كيفري چك بسيار كمتر از اثرات مثبت آن است افزود: بازار و صنعت اعتماد متقابل به يكديگر دارند و معمولا دچار چنين مسائل بي اعتمادي نخواهند شد و قطعا حذف كيفري چك دراين زمينه بي‌اثر است. البته اهميت اين بعد آن بسيار كمتر از حركت راحت جريان پول است چراكه چنين اقدامي قطعا به رونق مجدد اقتصادي كمك خواهد كرد.

نايب رييس كميسيون اقتصاد كلان و بانك و بيمه اتاق ايران همچنين توصيه كرد كه تصميم گيران حتما پس از حذف جنبه كيفري چك قانون ديگري را جايگزين آن كنند كه عده‌اي سودجو از اين وضعيت سوءاستفاده نكنند.

وي گفت: براي مثال در كشوري مثل آلمان كه جنبه كيفري چك وجود ندارد براي دسته چك‌هاي بالاي ۱۰ هزار يورو نظارت محسوس و نامحسوس پيش‌بيني شده است كه همين امر مي‌تواند در كشورمان نيز صدق كند.

+ نوشته شده توسط enbank در سه شنبه 1388/02/15 و ساعت 20:47 |

مرور مجدد قسمت اول مطلب

علی نوروزی

بررسی رابطه کارگری و کارفرمایی و پاره ای از مسائل پیرامون آن

بخش دوم

 قراردادکار

مطابق ماده 7 قانون کار « قرارداد کار عبارت است از قرارداد کتبی یا شفاهی که به موجب آن کارگر در قبال دریافت حق السعی کاری را برای مدت موقت یا مدت غیر موقت برای کارفرما انجام می دهد. »
و به استناد تبصره 2 این ماده در کارهایی که طبیعت آنها جنبه مستمر دارد، در صورتی که مدتی در قرارداد ذکر نشود، قرارداد دائمي تلقي مي‌شود.

تعریف جنبه مستمر، مذکور در تبصره 2 ماده 7 قانون کار، متأسفانه در قانون بیان نشده است.در این جا سعی خواهد شد جهت تنویر ذهن و رفع ابهام به بررسی واژگان کلمه مستمر پرداخته شود. فایده این بحث از نظر مشخص شدن مدت قرارداد ( موقت یا دائمی ) در زمانی که در متن قرارداد به آن اشاره نشده و یا قرارداد کتبی بین طرفین به امضاء نرسیده است، حائز اهمیت می باشد.  

مٌستَمِرّ از مصدر استمرار ( بر وزن مفتعلّ )  به معنای گذشتن و رفتن پیوسته می باشد. و در لغت نامه هخدا به معانی باقی بودن، ادامه دادن، بر یک روش رفتن، روان شدن، همیشگی کردن و همیشه بودن و در فرهنگ لغات معین به معنای  (مُ تَ مِ رّ) پیوسته ، همیشه و ادامه دار می باشد. و در اصطلاح مستمر به معنای رفتار معین و یا فعالیت مشخصی است که به صورت روزانه و مداوم از ناحیه شخص يا اشخاص به صورت خاص يا عام در مکان و محل معین سر می زند.

بنابراين كارگری که به خواست و در چهار چوب ضوابط کارفرمای خویش در محل معینی به صورت روزانه و مداوم مبادرت به فعالیت مشخص می نماید، کار مستمری را انجام داده است. صفت روزانه و مداوم وصف انفکاک ناپذیر عمل مستمر می باشد و این وصف یقیناً شامل استمرار کار معین صورت گرفته توسط کارگر نیز می باشد. یعنی مستمر، کار معین را همچنین کارگری که قرار است این کار معین را انجام دهد به صورت لازم و ملزم شامل می شود.

زمان نیز جهت شمول استمرار بر کار کارگر لازم است. همچنین وجود کار معین قبل از شروع فعالیت کارگر و یا همراه با آن در محل و مکان مشخص شرط است. و این زمان نمی تواند کمتر از زمان مقرر برای کارهایی که طبیعت آن جنبه غیر مستمر دارد ( تبصره 1 ماده 7 قانون کار)، باشد.

مطابق ماده 8 قانون کار « شروط مذکور در قرارداد کار یا تغییرات بعدی آن در صورتی نافذ خواهد بود که برای کارگر مزایایی کمتر از امتیازات مقرر در این قانون منظور ننماید »  مزیت مشخص بودن حقوق و مزایای کارگر در قانون کار این است کارفرمایان نمی توانند حقوق و مزایایی کمتر از آنچه در قانون مشخص شده است به کارگران پرداخت نمایند.

این امر در راستای حمایت حکومت با تصویب قانون کار از کارگران در مقابل کارفرمایان است. این حمایت ریشه تاریخی در انقلاب فرانسه در قرن نوزدهم دارد. انقلاب کبیر فرانسه اصول تساوی و آزادی را اعلام می کرد. تساوی و آزادی از جهات مختلف مورد توجه اندیشمندان حقوق در تدوین قوانین حقوق مدنی فرانسه قرار گرفت. از جمله حق آزادی انتخاب هر نوع کار، شغل و حرفه و اجبارکارفرمایان و صاحب صنایع و مشاغل به تبعیت از قانون کار و حمایت هیات حاکمه از کارگران در مقابل کارفرمایان می باشد. حاصل این امر تدوین حقوق مدنی فرانسه می باشد که قانون مدنی ایران مصوب 1307 مصوب مجلس شورای ملی و قانون کار و امور اجتماعی مصوب 1368 مجلس شورای اسلامی متأثر از آن می باشد.

ويژگي‌هاي قرارداد

در تمامی انواع قرارداد ها شرایط اساسی صحت معامله، ماده 190 قانون مدنی، حاکم است و شرایط مزبور عبارتند از :

1- قصد طرفین و رضای آنها 2- اهلیت طرفین 3- موضوع معین که مورد معامله باشد 4- مشروعیت جهت معامله و مطابق ماده 9 قانون کار  « براي صحت قرارداد كار در زمان بستن قرارداد رعايت شرايط ذيل الزامي است:

الف-مشروعيت مورد قرارداد

مشروعیت مورد قرارداد از شرایط اساسی صحت قراردادها می باشد که در ماده 190 قانون مدنی از آن ذکر شده است. مشروعیت مورد قرارداد یکی از شرایط اساسی برای صحت معاملات و یکی از اصول قراردادها و شرط مخالف آن شرط خلاف مقتضای عقد و نتیجه آن بطلان عقد می باشد. دلیل بطلان قراردادی که مورد آن نامشروع می باشد فقط مخالفت با مقتضای عقد نیست بلکه، عقدی که مورد آن نامشروع باشد با نظم عمومی و همچنین عرف حاکم  بر جامعه در تضاد است. نظم عمومی اعمالی را که مخالف با اخلاق حسنه باشد به شدت محکوم نموده و به مقابله با آن می پردازد. بنا براین در قراردادهای کار مورد قرارداد که عبارت از موضوع و کار معینی که قرار است کارگر انجام دهد باید مشروعیت داشته باشد.

ب-معين بودن موضوع قرارداد

کاری که قرار است کارگر بر مبنای خواست و دستور کارفرمای خود انجام دهد باید معین باشد. کار مشخص و تعریف شده از سوی کارفرما، وظایفی را که در راستای انجام کار بر عهده کارگر قرار می دهد را مشخص می نماید. تعریف کاری که انجام آن بر عهده کارگر باشد همچنین مشخص نمودن نوع و نحوه کار از وظایف کارفرما می باشد. مطابق ماده 216 قانون مدنی مورد معامله باید مبهم نباشد، مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است. منظور از مبهم نبودن مورد قرارداد عدم تردید است به نحوی که کارگر در مقابل انجام دو نوع کاری که از لحاظ شرایط و یا سایر موارد شبیه هستند، قرار نگیرد. زیرا تردید هر یک از طرفین در مورد قرارداد موجب بطلان قرارداد خواهد بود.   

ج-عدم ممنوعيت قانوني و شرعي طرفين در تصرف اموال يا انجام كار مورد نظر

 در مواردی ممکن است به حکم قانون و یا دستور مرجع قضایی و یا مقامات صالح دیگر کار فرما از انجام کار معین یا تصرف در اموال خود منع شود. در این صورت هر گونه دخل و تصرف در موارد ممنوعه موجب مسئولیت حقوقی و کیفری برای کارفرما را به همرا خواهد داشت. بنابراین اگر مورد قرارداد انجام کار ممنوعه باشد، به دلیل منع قانونی قرارداد کار باطل و هر کدام از طرفین که عالم به ممنوع بودن مورد قرارداد باشد در نهایت مسئول است. لیکن کارگری که مورد قراردادی را که ممنوع بوده انجام داده در مقابل اشخاص ثالث  همرا با آمر خویش (کارفرما ) مسئول است.   

تبصره: اصل بر صحت كليه قراردادهاي كار است، مگر آنكه بطلان آنها در مراجع ذيصلاح به اثبات برسد.

 این یک اصل فقهی و جزء قواعد عمومی قراردادها می باشد. مطابق ماده 223 قانون مدنی هر معامله که واقع شده باشد محمول بر صحت است، مگر آنکه فساد آن معلوم شود. در مواردی که کسی مدعی صوری یا خلاف شرع و قانون بودن قراردادی باشد، بنا بر اصل صحت باید در مقام مدعی اقامه دلیل کند و مدعی علیه به استناد اصل صحت بی نیاز از تحمل بار اثبات دعوی می باشد. از سوی دیگر، اگر در صحت قراردادی تردید شود که آیا بر مبنای ضوابط و مقررات قانونی تنظیم شده است یا نه؟ بر مبنای اصل صحت، حکم به صحت قرارداد خواهد شد.  

مطابق ماده 9 قانون کار قرارداد کار علاوه بر مشخصات دقیق طرفین، باید حاوی موارد ذیل باشد:

الف-نوع كار يا حرفه يا وظيفه اي كه كارگر بايد به آن اشتغال يابد

ب-حقوق يا مزد مبنا و لواحق آن

بر اساس بند الف ماده 37 قانون کار « در صورتی که براساس قرارداد یا عرف کارگاه، پرداخت مزد به صورت ماهانه باشد، این پرداخت ( پرداخت حقوق ) باید در آخر ماه صورت گیرد. در این حالت مزد مذکور حقوق نامیده می شود. مزد مبنا حقوق پایه و ثابت است و در صورتی که در قرارداد پرداخت آن در پایان ماه پیش بینی شده باشد، در آخر ماه در وجه کارگر پرداخت می شود. و منظور از لواحق مزایای دریافتی کارگر شامل کمک عائله مندی، هزینه های مسکن، خوار و بار، ایاب و ذهاب، مزایای غیر نقدی، پاداش، سود سالانه و نظایر آن می باشد.

ج-ساعات كار، تعطيلات و مرخصي ها

د-محل انجام كار

ه-تاريخ انعقاد قرارداد كار

و-مدت قرارداد، چنانچه كاربراي مدت معين باشد

در صورت عدم تعیین مدت معین ( موقت یا غیر موقت ) برای انجام کار کارگر در کارهایی که جنبه مستمر دارد قرارداد دائمی تلقی می شود. 

ز-موارد ديگري كه عرف و عادت شغل يا محل ايجاب نمايد

بر مبنای شرایط خاص زمانی و مکانی و همچنین نوع کار و عرف و عادت، تعهدات و وظایف کارگر و یا کارفرما متفاوت خواهد بود. در چنین مواردی کارفرما می تواند بسته به نوع کار خود شرایط خاصی را به عنوان وظیفه کارگر در نظر بگیرد و یا بر عکس با توجه به شرایط خاص از نظر سختی کار و یا مسئولیت کارگر تکالیف ویژه ای بر عهده کارفرما مستقر می شود.

 انواع قراردادها  

الف- قرارداد دوره آزمايشي

مطابق ماده 11 قانون کار « طرفين با توافق يكديگر مي‌توانند مدتي را به نام دوره آزمايشي كار تعيين نمايند. هدف از انعقاد قرارداد دوره آزمایشی شناخت طرفین از شرایط و نحوه انجام کار و آگاهی از وظایف و حقوق نسبت به همدیگر می باشد. هدف کارفرما از انتخاب دوره آزمایشی حصول اطمینان از نحوه درست انجام کار توسط کارگر و شناخت اخلاق و رفتار وی می باشد و در خصوص کارگران متخصص و اهل فن موضوع حائز اهمیت در این دوره کشف توانایی و تخصص کارگر توسط کارفرما می باشد. از نظر کارگر نیز دوره آزمایشی زمان بروز توانایی و ابتکار و حسن رفتار و اخلاق جهت جلب نظر کارفرما می باشد.

در خلال اين دوره هر يك از طرفين حق دارد بدون اخطار قبلي و بي آنكه الزام به پرداخت خسارت داشته باشد، رابطه كار را قطع نمايد.

درصورتي كه قطع رابطه كار از طرف كارفرما باشد وي ملزم به پرداخت حقوق تمام دوره آزمايشي خواهد بود و چنانچه كارگر رابطه كار را قطع نمايد كارگر فقط مستحق دريافت حقوق مدت انجام كار خواهد بود.

تبصره-مدت دوره آزمايشي بايد در قرارداد كار مشخص شود. حداكثر اين مدت براي كارگران ساده و نيمه ماهر يك ماه و براي كارگران ماهر و داراي تخصص سطح بالاسه ماه مي‌باشد. » عدم تعیین مدت در قرارداد دوره آزمایشی موجب حاکمیت تبصره 2 ماده 7 قانون کار( در کارهایی که طبیعت آنها جنبه مستمر دارد، در صورتی که مدتی در قرارداد ذکر نشود، قرارداد دائمی تلقی می شود. ) نخواهد شد. چنانچه مدت در قرارداد دوره آزمایشی ذکر نشود مطابق تبصره مذکور حداکثر آن برای کارگران ساده و نیمه ماهر یک ماه و دارای تخصص سطح بالا سه ماه می باشد.

ب- قرارداد انجام کار معین

در این نوع قرارداد کارگر براساس وظایف و تکالیف مندرج در تعهدات قراردادی و آیین نامه و ضوابط کارگاه و همچنین عرف حاکم بر نوع و محل کار به مدت معین در ازای دریافت حق السعی به فعالیت می پردازد. نوع کار، محل آن، میزان و سایر شرایطی که جهت انجام کار لازم می باشد توسط کارفرما مشخص و تعیین می گردد. پس از انقضای مدت مندرج در قرارداد، قرارداد پایان یافته تلقی و حقوق و مزایای کارگر حسب قرارداد و عرف حاکم بر محل کار توسط کارفرما در حق کارگر پرداخت می شود. این پرداخت  به منزله تسویه حساب نهایی با کارگرمی باشد.

قرارداد انجام کار معین از نظر مدت زمان مشتمل بر دو دسته می باشد:

1- قراردادهای رسمی: مدت در این نوع قراردادها می تواند تا زمان بازنشستگی کارگر را شامل باشد. در کشور ایران معمولاً مدت زمان قرارداد های  مشمولین استخدام کشوری و لشکری و نهادهای انقلاب اسلامی و کارمندان دولت و ... تا زمان بازنشستگی کارگر را شامل می شود. البته قراردادهای با مدت زمان کم نیز به فراخور نیاز توسط سازمانهای مزبور منعقد می گردد. این سازمانها به شرحی که در سطور پیشین مرقوم گردید از شمول قانون کار خارج و مشمول مقررات استخدام کشوری می باشند. مدت در این دسته از قراردادها تا سن بازنشستگی کارگر بوده وکارفرما تا زمان مذکور مکلف به همکاری با کارگر می باشد.

2- قراردادهای موقت ( مدت معین ) : تفاوت این نوع از قراردادها با دسته اول تنها در مدت قرارداد و مزایای بازنشستگی پس از اتمام مدت قرارداد می باشد. مدت در این نوع قراردادها حداقلی نداشته و سقف آن حسب توافق کارگر و کارفرما می تواند تا زمان بازنشستگی و یا حتی پس از آن مقرر گردد. در صورت اتمام مدت قرارداد حقوق و مزایای قانونی و عرفی توسط کارفرما در حق کارگر پرداخت می گردد. این پرداخت به منزله تسویه حساب نهایی با کارگر می باشد.

ج-قرارداد کارمزدی  

مطابق ماده 35 قانون کار « مزد عبارت است از وجوه نقدی یا غیر نقدی و یا مجموع آنها که در مقابل انجام کار به کارگر پرداخت می شود. تبصره 1-چنانچه مزد با ساعت انجام کار مرتبط باشد، مزد ساعتی و در صورتی که بر اساس میزان انجام کار و یا محصول تولید شده باشد، کارمزد و چنانچه بر اساس محصول تولید شده و میزان انجام کار در زمان معین باشد، کارمزد ساعتی نامیده می شود.» 

كارمزد عبارت است از مزدي ( اعم از وجوه نقدی یا غیر نقدی و یا مجموع آن ) كه در ازای انجام مقدار كار معین که از نظر کیفی مشخص و از نظر كمي قابل اندازه گيري يا شمارش است و به ازاي هر واحدكار انجام شده تعيين و پرداخت مي شود.

به استناد تبصره 1 ماده فوق الذکر کارمزد به سه دسته تقسیم می شود:

 در صورتی كه نتیجه و حاصل كار معین مربوط به يك نفر باشد کارمزد انفرادی و در صورتی که مربوط به يك گروه مشخصي از كارگران باشد کارمزد گروهی و چنانچه نتیجه و حاصل کار معین مربوط به جمعی از کارگران شاغل در یک کارگاه باشد کارمزد جمعی نامیده می شود.

به استناد ماده 8 قانون کار پرداخت حقوق و مزايا به کارگر بر مبنای  قراردادهاي كارمزدي در هر حال نمی تواند از حداقل حقوق و مزایای تعیین شده برای کارگر کمتر باشد.

در صورتي كه بر مبنای عرف و یا آیین نامه های داخلی کارگاه مزد و یا مزايايي بيش از آنچه که در قانون مقرر شده است به کارگران پرداخت می شود، عرف و رويه مذكور شامل كارگرانی که در چهار چوب قرارداد کارمزدی مشغول فعالیت می باشند و همچنين نیرو های انسانی که بعداً به صورت كارمزدي دركارگاه مشغول فعالیت مي‌شوند نیز جاري است.

د-قرارداد ساعتي

 قرارداد ساعتی بر مبنای پرداخت مزدي است که در قبال انجام کار معین و بابت ساعاتي كه كارگر وقت خود را در اختيار كارفرما قرار داده است، محاسبه و در وجه کارگر پرداخت مي‌شود. مبنای پرداخت حقوق و مزایا درقراردادهاي ساعتي، ساعات كار کارگر در روز يا هفته يا ماه می باشد.

قرارداد های ساعتی کارفرما را از پرداخت مزاياي رفاهي از قبيل حق مسكن، حق خوار بار وكمك عائله مندي علاوه بر مزد ثابت بر مبنای قرارداد مذکور، معاف نمی نمايد.

مبلغ پرداختي به عنوان مزد و یا حق السعی در هرحال نبايد كمتر از حداقل مزد قانوني باشد. همچنین رعایت مواد  ۱۸ و ۲۰ و ۲۷ و ۲۹ و ۳۱ و ۳۲ قانون كار (پرداخت حقوق، حق سنوات  و مزاياي پايان كار ) بر کارفرما الزامی می باشد.

در صورتي كه بر مبنای عرف و یا آیین نامه های داخلی کارگاه مزد و یا مزايايي بيش از آنچکه در قانون مقرر شده است به کارگران پرداخت می شود، عرف و رويه مذكور شامل كارگرانی که در چهار چوب قرارداد کارمزدی مشغول فعالیت می باشند و همچنين نیرو های انسانی که بعداً به صورت كارمزدي دركارگاه مشغول فعالیت مي‌شوند نیز جاري است.

به استناد ماده 15 قانون کار « در مواردی که به واسطه قویه قهریه و یا بروز حوادث غیر قابل پیش بینی که وقوع آن از اراده طرفین خارج است، تمام یا قسمتی از کارگاه تعطیل شود و انجام تعهدات کارگر یا کارفرما به طور موقت غیر ممکن گردد، قراردادهای کار با کارگران تمام یا آن قسمت از کارگاه که تعطیل می شود به حال تعلیق در می آید. تشخیص موارد فوق با وزارت کار و امور اجتماعی می باشد. » بدین ترتیب درصورت تعطیلی کار به واسطه قواي قهريه يا حوادث غيرقابل پيش‌بيني كه وقوع آن از اراده طرفين ( کارفرما و کارگر ) خارج باشد مقررات ماده ۱۵ قانون كار اجراء خواهد شد.

و به استناد اصول حقوقی و قواعد حاکم بر قراردادها، هر گاه عواملی که باعث تعطیلی کارگاه و متوقف شدن فعالیت شده است براي كارفرما قابل پيش بيني و یا مربوط به نحوه مدیریت و تصمیم گیری اداره امور کارگاه بوده و یا خارج از اختيار كارگر باشد، كارفرما علاوه بر مزد ثابت، مكلف به پرداخت مزد مدت توقف كار می باشد.

میزان مزد کارگر در دوران توقفی که تعطیلی کار مربوط به کارفرما می باشد، برمبنای متوسط دریافت مزد آخرين ماه كارگر خواهد بود. در صورت بروز اختلاف در خصوص علل و عوامل تعطیلی کارگاه و مسئولیت شخص کارفرما یا کارگر در توقف فعالیت کارگاه، تشخيص موارد فوق با وزارت كار و امور اجتماعي است.

یادآوری می نماید، کارگر چه به صورت روزمزد، مزد دریافت نماید و چه بصورت ماهیانه، و یا در چهار چوب قرارداد ساعتی حقوق دریافت نماید و یا قرارداد رسمی، تاثیری بر میزان پرداخت دستمزد یا حقوق ماهیانه از جهت رعایت قانون کار ندارد و تنها شرایط کاری را تعیین میکند، از این رو، کارفرما در هر صورت مکلف به رعایت پرداخت مزد حداقل بر مبنای تکلیف قانونی می باشد. همچنین  به جهت حفظ حقوق طرفین ( کارگر و کارفرما) ضروری است میزان مزد و حق السعی در قرارداد تصریح شود تا شبهه ای پیش نیاید که قرارداد مثلاً برمبنای حداقل حق السعی قانونی منعقد شده است یا خیر. ریز مزایای متعلقه به کارگر نیز لازم است در قرارداد تعیین و در زمان پرداخت حقوق نیز مزایای مذکور به صورت مکتوب تصریح گردد.

منابع:

 

1-     قانون کار مصوب 2 مهر 1368 مجلس شورای اسلامی و تصویب نهائی29 آبان 1369 مجمع تشخیص مصلحت نظام

2-     قانون مدنی

3-     قانون مدنی در نظم حقوق کنونی اثر دکتر ناصر کاتوزیان

4-     قانون استخدام کشوری

5-     قانون تأمین اجتماعی

6-     کتاب حقوق کار اثر غلامرضا موحدیان

7-     لغت نامه علامه علی اکبر دهخدا

8-     فرهنگ لغات دکتر محمد معین

 در پایان یک نمونه از قرارداد انجام کار معین جهت استحضار خوانندگان محترم در ادامه مطلب درج میشود: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی نوروزی در سه شنبه 1388/02/01 و ساعت 23:0 |