تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ پرسنل بانک اقتصاد نوین

مثل هميشه آقاي ص  گفت "حقوق ها رو واريز كردند "  پيرو آن همگي دست بكار ميشوند و چرتكه مي اندازند ،  ‌قسط فلان ، خريد بهمان .... !!!! خلاصه در عرض چند دقيقه براي حقوق خودشان  چاله ها ميكنند .

چند نفز از همكاران متاهلم  سريع دفترچه هاي اقساط خودشان رو روي ميز پخش ميكنند من مانده ام انگشت به دهان ! با اين همه دفترچه قسط چيزي از حقوقشان باقي مي ماند؟ تتمه آن را هم كه  پيشكش خانم خانه خواهند كرد بيچاره مردها .   وضع قديمي هاي بانك به مراتب وخيم تر است ،  به حق هر كه بامش بيش ،‌قسطش بيشتر ،‌ مهمتر از آن مالياتش هم بيشتر .  

 جاي بسي تعجب است در باب گرفتن ماليات ما با هم برابر نيستيم !!!! از خدا و بازرسي بانك كه پنهان نيست از شما چه پنهان در شعبه ما اختلاف مالي پيش آمده بود ، خودمان داوطلب شديم مبلغ كسري را بپردازيم و پرونده آن را مختومه كنيم.  فكر ميكرديم هر كس به فراخور حقوقش همياري خواهد كرد ، كسي كه پاداش بيشتري ميگيرد جريمه بيشتري هم ميپردازد  اما دست آخر با عبارت "‌ظلم بالسويه ، عين عدله " همگان با هم برابر شديم ،  تصور کنید اگر اين قاعده در پرداخت مالياتها اعمال شود چه خواهد شد ؟ خالص دريافتي ما قطعا منفي ميشد به عبارتي بايد چيزي هم از جيب مباركمان تقديم دولت عدالت گستر خودمان ميكرديم .....

 يك لحظه از ذهنم گذشت آقاي x چقدر ماليات مي دهد ؟ سريع پرونده اش را باز مي كنم اين يكي آنقدر تسهيلات گرفته كه پرونده اش يك تن شده . باور كردني نبود فقط 700 هزار تومان سريع چند پرونده تسهيلاتي ديگر كه هنوز بايگاني نشده اند بررسي ميكنم ،  550 هزار تومان 600هزار.....

 من مانده ام مات و مبهوت ! مالياتي كه من در سال ميپردازم  بيش از اين مبلغ است اما مگر درآمد ما يكي است ؟ كجاي اين عدالت است ؟ چرا نسبت بين درآمد و ماليات فقط روي فيش هاي حقوقي كارمند جماعت اعمال ميشود؟   همكارم بيكباره به صدا در مي آيد :‌  " آخه من چرا بايد اينهمه بيمه و ماليات بدهم ؟ "

+ نوشته شده توسط زهره سروی در پنجشنبه 1387/05/31 و ساعت 22:23 |

حسابهای بانک اقتصاد نوین

+ نوشته شده توسط سید رضا موسوی در چهارشنبه 1387/05/30 و ساعت 17:18 |

سپرده شش ماهه با نرخ 17.25%

۱-  افتتاح سپرده‌هاي کوتاه‌مدت ويژه شش‌ماهه با نرخ 25/17درصد علي‌الحساب

۲- محاسبه سود به صورت روزشمار 

۳-  تخفيفات ويژه در ارايه خدمات بيمه نوین

۴-  واریز سود سپرده در پايان هر ماه 

فقط تا یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷

+ نوشته شده توسط سید رضا موسوی در دوشنبه 1387/05/28 و ساعت 22:48 |

آری خودم دانستم اینک لاف میگویم                                 هر جا که باشی بی محابا من تو را جویم

تو سرو خوش سیما و من یک بذر بی مقدار                         باری به شوق وصل و دیدار تو می رویم

رویت ندیدم هرگز و دیوانه ات گشتم                                  زنجیری ام کن برکشان بر هر سر و کویم

یک ذره حجب و قطره ای در من حیائی نیست                              ای مظهر انسانیت اصلاح کن خویم

در امتداد زندگی فریاد خواهم زد                                         دارم به آخر می رسم ای خوب مه رویم

 

نیمه شعبان

 

+ نوشته شده توسط enbank در یکشنبه 1387/05/27 و ساعت 17:26 |

(( ضرورت توجه به توسعه متوازن كمي و كيفي در بانك‌هاي خصوصي ))

غلامرضا كيامهر اين روزها عكس و شرح و تفصيلات مربوط به افتتاح شعبه جديدي از بانك‌هاي خصوصي به بخشي از خبرهاي مستمر صفحات بانك و بيمه روزنامه‌هاي اقتصادي كشور تبديل شده است. مسابقه‌اي كه در اين ارتباط ميان سه بانك‌ خصوصي شناخته شده‌تر در گرفته از همه چشمگيرتر است و به همين سبب چندان دور از انتظار نخواهد بود كه در آينده نزديك، حداقل در سطح شهرهاي بزرگ كشور، فاصله موجود ميان تعداد شعب بانك‌هاي دولتي و سه بانك‌خصوصي موصوف، تا حد زيادي كاهش پيدا كند و مردم در اين شهرها دسترسي بيشتر و آسان‌تر به شعب بانك‌هاي خصوصي داشته باشند.
ترديدي نيست كه توسعه كمي بانك‌هاي خصوصي در سطح كشور يكي از عوامل تقويت‌كننده قدرت رقابت اين بانك‌ها با انك‌هاي دولتي خواهد بود و براي مردمي كه تمايل به سپرده‌گذاري در بانك‌هاي خصوصي دارند، كثرت تعداد شعب اين بانك‌ها يك مزيت و نقطه‌قوت محسوب مي‌شود، اما بايد پرسيد آيا به موازات توسعه كمي و گسترش جغرافياي فعاليت بانك‌‌هاي خصوصي، تدابير لازم درخصوص توسعه امكانات زيربنايي و ارتقاي سطح كيفي سرويس‌دهي اين بانك‌ها انديشيده شده است. درست است كه گفته‌اند صلاح مملكت خويش خسروان دانند، اما با توجه به مطالبات و توقعات بسيار بالايي كه در سطح جامعه نسبت به بانك‌هاي خصوصي به وجود آمده است، چنانچه ميان توسعه كمي و كيفي خدمات بانك‌هاي خصوصي توازن و تناسب لازم وجود نداشته باشد، شتابزدگي بيش از حد در توسعه گستره جغرافيايي فعاليت اين بانك‌ها، ارتقاي كيفيت سرويس‌دهي آنها را تحت‌الشعاع قرار می دهد، ممكن است در آينده‌اي نامعلوم منحني صعودي اقبال عمومي نسبت به سپرده‌گذاري در بانك‌هاي خصوصي و بهره‌گيري از ديگر خدمات اين بانك‌ها، روند نزولي پيدا كند كه بروز چنين وضعيتي براي طرفداران و دوستداران توسعه اقتصاد آزاد و تقويت بنيان‌هاي بنگاه‌داري خصوصي در كشور ما، سخت نامطلوب و ناگوار خواهد بود. مسلما راه‌اندازي شعبه‌هاي جديد در سطح شهرهاي بزرگ و كوچك كشور مستلزم صرف هزينه‌هاي هنگفتي است كه طبيعتا بخش قابل ملاحظه‌اي از منابع بانك‌هاي خصوصي را به خود اختصاص خواهد داد. اما حتي اگر فرض را بر آن بگيريم كه سرمايه‌گذاري‌هاي صورت گرفته در تاسيس شعبه‌هاي جديد بانك‌هاي خصوصي در كوتاه‌مدت قابل بازگشت خواهد بود و لطمه چنداني از اين رهگذر به منابع در گردش بانك‌هاي مزبور وارد نخواهد شد، سوال بسيار مهم ديگري كه در ارتباط با افزايش شتابان تعداد شعب بانك‌هاي خصوصي مطرح است اين است كه نيروي انساني متخصص و واجد شرايط را كه نقش اساسي در ارتقاي سطح كيفي خدمات اين شعب ايفا خواهند كرد، چگونه و از كجا تامين خواهد شد و آيا بانك‌هاي خصوصي ما خود مراكزي را به منظور آموزش و تربيت نيروي انساني مورد نياز براي شعب به سرعت رو به افزايش خود، تاسيس كرده‌اند؟
فراموش نكنيم وقتي صحبت از نيروي انساني براي سرويس‌دهي به مشتريان شعب بانك‌هاي خصوصي به ميان مي‌آيد اين امر با ذهنيت كلاسيك و سنتي كه از مقوله نيروي انساني در ضمير ناخودآگاه ما ايراني‌ها رشد يافته و در بستر يك اقتصاد دولتي و بوروكراتيك شكل گرفته است، به شدت متفاوت است. زيرا كاركنان شعب بانك‌هاي خصوصي ما با مشترياني سر و كار دارند كه سطح مطالبات و انتظارات آنها از هر جهت بالاتر از مشتريان شعب بانك‌هاي دولتي است، هر چند كه حجم و تنوع خدماتي كه امروز در شعب بانك‌هاي خصوصي به مشتريان داده مي‌شود، اصلا قابل مقايسه با شعب بانك‌هاي دولتي نيست و به همين سبب مي‌توان گفت كه يكي از سخت‌ترين و مشقت‌بارترين خدمات دولتي در كشور ما كار در شعب بانك‌هاي دولتي است، اما حتي سختكوش‌ترين كاركنان شعب بانك‌هاي دولتي ما به سختي مي‌توانند انتظارات مشتريان شعب بانك‌هاي خصوصي را كه محور اصلي كار آنها را رقابت و جلب هر چه بيشتر رضايت مشتري تشكيل مي‌دهد برآورده سازند. تاكيدات مكرر نويسنده بر اهميت تامين نيروي انساني واجد شرايط براي كار در شعب بانك‌هاي خصوصي يعني جايي كه سرنوشت شكست يا پيروزي هر بانك خصوصي در آن رقم مي‌خورد و اولين نقطه تماس مشتري با بانك محسوب مي‌شود، به همين دليل است. در شعب بانك‌هاي خصوصي، از روساي شعب گرفته تا متصديان باجه‌ها، بايد علاوه بر تسلط به فوت و فن تخصص‌هاي بانكي و بانكداري، به ظرايف هنر روابط عمومي كه از مهم‌ترين عوامل جلب رضايت مشتريان است، كاملا مجهز باشند. به‌خصوص در شرايط كنوني كه مابه‌التفاوت نرخ سود سپرده‌گذاري‌هاي بانك های خصوصي با بانك‌هاي دولتي به سطح حداقل تنزل پيدا كرده است، نياز به كاربرد هنر روابط‌ عمومي و تقويت جاذبه‌هاي رفتاري روسا و كاركنان شعب بانك‌هاي خصوصي با هدف جذب هر چه بيشتر منابع، به يك نياز حياتي مبدل شده است.
به عبارت ديگر امروز مفاهيم و رويكردهاي هنر ظريف روابط‌عمومي در چارچوب ادارات روابط‌عمومي بانك‌هاي خصوصي محدود نمي‌شود و تمامي اجزاي اين هنر بايد در رفتار و كردار روسا و كاركنان شعب بانك‌هاي خصوصي تجلي پيدا كند، چه در غير اين صورت ديوارهاي تمايز ميان شعب بانك‌هاي خصوصي و بانك‌هاي دولتي به تدريج فرو خواهد ريخت و ماهيت و مفاهيم بانك خصوصي تنها در قاب تابلوها و نام و نشان آنها محصور خواهد ماند. ضرب‌المثل معروف يك ده‌آباد بهتر از صد شهر خراب است شايد بهترين هشدار براي پرهيز از توسعه شتاب آلود و نامتوازن شعب بانك‌هاي خصوصي باشد. البته عقل سليم مي‌گويد كه بانك‌هاي خصوصي ما نيروي انساني مورد نياز شعب و واحدهاي ستادي خود را از ميان بهترين‌ها انتخاب مي‌كنند، اما همان عقل سليم مي‌پرسد آيا تامين کادر امین و تربيت نيروي انساني مورد نياز بانك‌هاي خصوصي با اوصافي كه براي آن برشمرده شد، با همان سرعتي كه امروز در افتتاح پي در پي شعب اين بانك‌ها در سطح كشور شاهد و ناظر هستيم، امكان‌پذير خواهد بود؟
حتي اگر بر فرض محال چنين امكاني وجود داشته باشد، اين بانك‌ها چگونه خواهند توانست بازخورد عملكرد كيفي شعب خود را در يك گستره وسيع جغرافيايي دريافت و تجزيه و تحليل كنند. ضمن آنكه نبايد فراموش كنيم ميان جغرافياي فعاليت هر يك از شعب بانك از نظر اقتصادي، مردم‌شناسي و جامعه‌شناختي، تفاوت‌هاي قابل ملاحظه‌اي وجود دارد كه با يك نسخه واحد نمي‌توان عملكرد توسعه شتاب‌آلود را مورد ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار داد و نطفه بروز مشكلات ناشي از توسعه شتاب‌آلود بانك‌هاي خصوصي از همين‌جا بسته مي‌شود. فراموش نكنيم كه اصلي‌ترين راز بقا و موفقيت بانك‌هاي خصوصي در صحنه رقابت جلب رضايت حداكثري مشتريان و كسب شهرت و محبوبيت در افكار عمومي است و عملكرد مجموعه مديران و كاركنان يك بانك خصوصي به خصوص در سطح شعب بايد توانايي جلب اين رضايت حداكثري را داشته باشند. حتي پيشرفته‌ترين تكنولوژي و تجهيزات بانكداري الكترونيكي نمي‌تواند به اندازه نيروي انساني پيشرفته، كارآمد، دانش محور و در عين حال كاريزماتيك، در جلب رضايت حداكثري مشتريان يك بانك خصوصي موثر واقع شود و به عقيده نويسنده، به كارگماردن چنين نيروهايي با سرعت و شتاب‌زدگي امكان‌پذير نخواهد بود.
وظيفه ما نويسندگان مطبوعات نوشتن است و هشدار دادن و اخذ تصميم با خود مسوولان محترم بانك‌هاي خصوصي است.

نقل از سایت موسسه مالی و اعتباری قوامین

+ نوشته شده توسط سید رضا موسوی در جمعه 1387/05/25 و ساعت 2:8 |


خدایا! دانایی را چراغ راهمان کن

جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . جهنم نور نداشت. شیطان هر روز صبح از جهنم بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و خوشحال بود، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد...

خورشید ، تاریکی را می شست . می برد و شیطان برای آوردن تاریکی هی راه بین جهنم و روز را می رفت و برمی گشت. و این خسته اش کرده بود.

شیطان روز را نفرین می کرد. روز را که راه را از چاه نشان می داد و دیو را از آدم.
شیطان با خودش می گفت: کاش تاریکی آنقدر بزرگ بود که می شد روز را و نور را و خورشید را در آن پیچید یا کاش …
و اینجا بود که شیطان نابینایی را کشف کرد: کاش مردم نابینا می شدند. نابینایی ابتدای گم شدن است و گم شدن ابتدای جهنم.

***
اما شیطان چطور می توانست همه را نابینا کند! این همه چشم را چطور می شد از مردم گرفت!
شیطان رفت و همه جهنم را گشت و از ته ته جهنم جهل را پیدا کرد. جهل را با خود به جهان آورد. جهل ، جوهر جهنم بود.
***
حالا هر صبح شیطان از جهنم می آید و به جای تاریکی، جهل روی سر مردم می ریزد و جهل ، تاریکی غلیظی است که دیگر هیچ خورشیدی از پس اش بر نمی آید.
چشم داریم و هوا روشن است اما راه را از چاه تشخیص نمی دهیم .
چشم داریم و هوا روشن است اما دیو را از آدم نمی شناسیم.
وای از گرسنگی و برهنگی و گمشدگی.
خدایا ! گرسنه ایم ، دانایی را غذایمان کن.
خدایا ! برهنه ایم ، دانایی را لباس مان کن.
خدایا !گم شده ایم ، دانایی را چراغ مان کن.

***
حکیمان گفته اند: دانایی بهشت است و جهل ، جهنم.
خدایا ! اما به ما بگو از جهنم جهل تا بهشت دانایی چند سال نوری ، رنج و سعی و صبوری لازم است !؟

عرفان نظر آهاری

 

+ نوشته شده توسط زهره سروی در پنجشنبه 1387/05/24 و ساعت 20:9 |

یکی از مشکلات مشتری مداری سوء تعبیر هایی است که از این واژه می شود هم در نزد سازمانها و هم در نزدمشتری.برای مثال در زمان اجرای طرح تکریم ارباب رجوع در سازمانهای دولتی با هدف مشتری داری، در لابی ساختمانهای دولتی، مبلمان آنچنانی چیدند و تلویزیون پلاسما ، روزنامه های روز و چایی و ... را در اختیار ارباب رجوع قراردادند، اما در نوع ارائه خدمات، کاهش زمان و هزینه انجام خدمات و ارائه سرویسهای مناسب تر به ارباب رجوع هیچ کاری انجام نشد. طبیعی است که بازهم در نهایت مشتری راضی به خانه بر نمی گشت. مطمئنا مشتری ترجیح می داد که در زمان کوتاه تری به خدمات دست پیدا کند تااینکه روی مبل بنشیند.

- مشتری، مشتری مداری را با ارائه خدمات رایگان اشتباه می گیرد.بدین معنی که مشتری توقع دارد به بهترین سیستم، در مناسب ترین زمان، با کاملترین خدمات دسترسی پیدا کند اما هزینه آن را نپردازد. طبیعی است که این معادله سازگار نیست و نه مشتری نه فروشنده راضی نخواهند بود.برخی مواقع شما باید پول بیشتری بپردازید تا به خدمات بیشتر و بهتری دست پیدا کنید. دقت کنید هیچ ارزانی بی حکمت نیست!

-مشتری مداری، مفهومی برای جذب مشتری جدید نیست! یعنی شما به این مشتری خدمات نمی دهید که باز به وی یا شخص دیگری سیستم جدیدی بفروشید، بلکه هدف آن است که به همین مشتری جاری خدمات بدهید، جذب مشتری جدید، در درجه بعدی است.

-مشتری مداری، باعث جا افتادن یک نام و "برند" Brand تجاری می شود و نه بالعکس. بعضی وقت ها شرکتها و نامهای بزرگ و مشهور، چون فکر می کنند به اندازه کافی بزرگ هستند و معروف احتیاجی به رعایت حقوق مصرف کننده ندارند،در حالیکه مشتری آگاه ترجیح می دهد از شرکتهای کوچکتر و ناشناس تر خرید بکند اما محصول با کیفیت و سرویس خوب و کامل دریافت کند.

- مشتری مداری با برده داری مشابه نیست. برخی مواقع خریداران با چماق کردن واژه مشتری مداری از فروشنده توقع دارند که مانند یک برده به همه نیازهای آنان سریع پاسخ دهد و هر کاری که آنها لازم داشتند را انجام دهند، حتی اگر در محدوده فعالیت آنها نباشد.در این زمان حتی اگر شما در چارچوب محصول خودتان بسیار خوب عمل کنید، چون همه نیازهای مشتری را پاسخ نداده اید ، شما را به عدم رفتار درست با مشتری متهم می شوید و در نهایت مشتری شما ناراضی خواهد بود!                              (علی واحد)

+ نوشته شده توسط ویدا نظری در شنبه 1387/05/19 و ساعت 22:51 |

                                                              چگونه نه بگوییم !

برخي اوقـات براي شما پيش آمده كه در مـقابل خـواسته ديگران،برخلاف ميل باطني جواب مثبت داده و درخواسـت  او را قبول كرده ايد.ممكن است جواب منفي دادن سخت  به نظر برسد ولي ما چند راه مفيد را براي رهاي شـما از  اين مـوقيعت خـاطر نشان ميكنيم. بياد داشته باشـيد كه اگر بـخواهـيـــد كسي را از سر خود باز كنيد ممـكن است مجبور به گفتن "دروغ  مصلحتي" شويد.  دروغهايي كه ظريف و بدون ضـرر هـستند و صدمه اي را به طرف مقابل وارد نمي كنند. گاهي اوقات نيز بايد رودربايستي را كنار گذاشت و با صراحت جواب منفـي داد چون در غير اينصورت ممكن است از كار خود پشيمان  و مدتها به دليل عواقـب آن دچار مشكل و دردسرشويد. سعي كنيد قدرت "نه" گفتن را در خود تقويت نمايـيد الـبـتـه طـوري كـه باعث كدورت نشود.

برقراري رابطه دوستي

گاهي شخصي از شما درخواست رابـطه دوستـي مـي كند و مـي خــواهد كه بهترين دوست او باشيد ولي شما بدلايل مختلف مايل به اين كار نيستيد.

براي رهاي از دست او بگوييد:

وقت ندارم. به او بفهمانيد كه دوست صميمي بودن نيازمند داشتن وقت زياد و از خود گذشتگي است و شما بدليل ذيق وقت نمي توانيد از عهده اش برآييد.

مسئوليتش را نمي توانم بپذيرم. وارد شدن شخصي بعنوان يك "دوست صميمي" به زندگي باري به مسئوليتهاي فراوان شما اضافه مي كند و شما آنقدر گرفتار هستيد كه نمي توانيد آنرا قبول كنيد.

تو لايق بهترين ها هستي. به او بگوييد كه هر شــخصي لايق داشتن بهترين چيزها در زندگيش است و شما خود را در حد و اندازه اي نمي بـيـنـيد كـه بتوانـيد براي او بهترين باشد.

من شخصي منزوي هستم. انزوا و ترس شـديـد از حـضور در اجتماع باعث شده كه شما نتوانيد با ديگران ارتباط برقرار كنيد تا آنجا كه حتـي حـاضر بـه شركت در مراسمات مختلف نيستيد و از آن و حشت داريد. شما بايد از اين مـورد بـه عنـوان آخـرين راه حـل استفاده كنيد و قبل از آن مطمئن شويد كه او  اطلاعي از قـابليت هاي اجتماعي شما ندارد.

مراحل بعدي كار

سخاوتمند باشيد. نپذيرفتن دوستي دليل بر تغييرات كلي رفتار شما با او نمي باشد. با او به مهرباني و گشاده رويي رفتار كنيد.

شـخص ديـگري را به او مـعرفي كنيد. او مـمكن اسـت به اين عـلت شـما را بـراي دوستي انتخاب نموده باشد كه تصور مي كرده شما بهترين و آخرين گزينه مي باشيد. افراد ديگري را براي دوستي به او پيشنهاد دهيد.

دم دستش باشيد. هر گاه متوجه شديد كه به كمك و ياري شما نياز دارد دريغ نكرده و داوطلبانه به سراغش رفته و مشكلاتش را حل نماييد.

ضمانت هاي پولي، بانكي و كاري 

پول و ضمانت كاري دو مسئله حساس ميباشند.دوستي كه ميدانيد داراي سوابق سوء  و بدحسابي هاي بانكي است به سراغ شما آمده و درخواست ميكند كه براي افتتاح حساب يا كار، ضامن او شويد. وقتي موضوع پول بميان آمد به هيچكس اعتماد نكنيد.

براي رهاي از دست او بگوييد:

حساب بانكي خودم هم اعتبار ندارد.  وقتي پرونده شما در بانك وضعـيت منـاسبي نداشته باشد چگونه مي توانيد ضامن كس ديگري شويد؟

قولش را به كس ديگري داده ام. با چـهره اي نا اميـدانـه به او بگوييد كه قبلا شخص ديگري اين درخواست را نموده و نمي توانيد براي چند نفر اينكار را انجام دهيد.

 دوست ندارم مسائل كاري و دوستي باهم قاتي شوند. اين گفته ميـتـواند روابـط دوستي شما را تضعيف كند چراكه شما اهميت بيشتري براي مسائل كاري قائـل شـده ايد تا روابط دوستي.براي توجيه بهتراست به اوبگوييد كه تجربه تلخي درگذشته داشتيد كه باعث جدايي شمابادوست سابقتان شده و ديگر دوست نداريد آن اتفاق تكرار شود.

مراحل بعدي كار

به او پول قرض دهيد. اگر قبول نكرديد كه ضـامن او بـراي دريافـت وام از بانـك شـويـد، درصورت امكان به او پيشنهاد قرض مقداري پول دهيد. اگرچه ممكن است كه هيچ وقت دوباره روي پـول خـود رانبينيد ولي اين بهتر از آنـست كه بدليل ضامن شدن دردسرهاي بسيار بزرگتري گريبانگير شما شود.

سرپوش گذاري بر جرم و شهادت دروغ

معمولا افراد توقع دارند كه دوستشان بر عمل خلاف و غير قانوني آنها سرپوش گذاشته و براي نجات او شهادت دروغ دهند. اين عمل خلاف از خيانت به همسر گرفته تا دزدي و قتل ممكن است متفاوت باشد. در ايـن حالت شـما تـمايل نـداريد خـودتان را درگـيـر يـك مسئله غيرقاني نماييد.

براي رهاي از دست او بگوييد:

دروغ گوي خوبي نيستم. من بـراي نـجات جان خودم هم نـمي تـوانم دروغ بگويم و اصلا" دروغ گفتن بلد نيستم و مطمئن هستم كه كار را خرابتر مي كنم و داستان تو بر ملا خواهد شد.

در تحقيقات لو ميروم. به دوست خود بفهمانيد كه شخص مناسبي نيستيد كه بتواند هنگام بازجويي بخصوص تحقيقات پليسي دوام بياورد و صحبت نكند.

نمي خواهم براي خانواده ام ايجاد مشـكل كنـم. دردسـر و عـواقب بـد نـاشـي از درگير شدن يك فرد در مسائل غير قانوني براي خانواده آن فرد بيشتر از خود اوست. به دوستتان بگوييد كه نمي خواهيد ريسك از دست دادن خانواده خود را قبول كنيد.

هنگام جرم من در مكاني شلوغ بودم. ممكن است دوستتان از شما بخواهد كه براي او شهادت دروغ بدهيد. به او بگوييد هنگاميكه او مرتكب جرم شده، شما در يك محل شلوغ و پر رفت و آمد بوديد كه بسياري از اين موضوع مطلع هستند و پليس در تحقيقات خيلي راحت متوجه اين مطلب خواهد شد.

مراحل بعدي كار

به او اطمينان دهيد كه چيزي نخواهيد گفت.اگرچـه دادن شـهادت دروغ را قبـول نكرده ايد، به دوست خود اطمينان دهيد كه چنانچه كسي براي پرس وجو پيش شما آمد، خودتان را به بي اطلاعي زده و هيچ پاسخي به او نخواهيد داد.  

معرفي براي استخدام                                             

شمادريك شركت يا اداره معتبر و شناخته شده كار ميكنيد و به برخي دلايل نميخواهيد دوستتان در همان مكان مشغول كار شود ولي او  درخــواست ميكند كه معرف او شويد تا او نيز همكار شما گردد.                                                                

براي رهاي از دست او بگوييد:                                          

تجربه تلخي از اين كار دارم.  بگوييد يك بار قبلا اينكار را براي كسي انجام داده ام و كلي برايش دردسر ساز شد، و مشكلات و گرفتاريهايش زيادتر  گرديد.

شركت استثنا قائل نمي شود. شـما دوسـت داريـد اين كـار را براي او انجام دهيد ولي شركت در حال حاظر نيازي به استخدام نفرات جديد ندارد و در اين مورد نيز فرقي بين افراد قائل نيست.

 با كارگزيني ميانه خوبي ندارم. كساني كه قرار است در نهايت تصميم به استخدام فردي بگيرند روابطشان با شما خوب نيست بنابراين نمي توانيد كمكي بكنيد.

از كار در اينجا خوشت نخواهد آمد. به دوسـتتان بـگويـيـد كه كار در اين شركت آن چيزي نيست كه او تصور مي كند بر عكس بسيار خسته كننده و طاقت فرسا است تا آنجايي كه خود شما هم دنبال كار ديگري ميگرديد.

خارج از تواناييهاي تو است.مهارتها و توانايي هاي او در حدي نيست كه بتواند درآن شرکت کار کند                                                                                 

مراحل بعدي كار                                                                            

شغل ديگري براي او پيدا كنيد. سعي كنيد از طريق آگهي هاي استخدام در روزنامه و جاهاي ديگر شغلي مناسب برايش پيدا كنيد ويا اينكه از دوستان و آشنايان  بخواهيد كه در صورت پيدا شدن كار مناسب دوست شما را مطلع كنند.

استقراض پول                                                

يكي از موارد متداول عدم توانايي شما در گفتن "نه" زماني است كه دوستتان از شما طلب پول به عنوان قرض مينمايد. البته قرض دادن پول براي رفع نياز افراد كار پسنده اي است بشرط آنكه پرداخت آن پول اولا باعث نيازمند شدن شما نشده و ثانيا پول پرداخت شده صرف مصارف بد گردد .                                                                     

 براي رهاي از دست او بگوييد:                                      

قولـش را به فـرد ديـگري داده ام.خيلي دوست داشـتم كه بـه تـو قرض دهـم اما شخص ديگري قبلا اين پول را درخواست كرده و من به او جواب مثبت دادم.

خودم نياز دارم . به او بگوييد كه برايتان گرفتاري پيش آمده و خود شما به اين پول نياز داريد و تازه اين پول جواب مشكل را نمي دهد.از او بـخـواهـيـد اگر كسي را سراق دارد به شما معرفي كند تا كمي پول قرض نماييد.

پول را خرج كرده ام.اگر تا ديروز آمده بودي بهت قرض مي دادم ولي متاسفانه خريد كرده ام و پول خرج شده.                                                                            

مراحل بعدي كار                                                 

ازاو بخواهيد كمي صبركند. اگر تشخيص داديد كه او پول رابراي عملي نادرست طلب مي كند به او بگوييد مدتي صبر كند تا پول جور شود و در اين مدت سعي در راهنمايي و پشيمان كردن او نماييد.

نتيجه: در يك دنـياي ايده آل بهتـرين روش بـراي نپـذيرفتن تقاضاي كسي، گفتن "نه" بدون عذرخواهي و آوردن دليـل به او مي باشـد با ايـنـحال گـاهـي اوقـات "نه" گفتن به دوستان نزديك مشكل بنظر مي رسد. بنابراين اگر شما نمي تـوانيد بـگويـيـد "نه" و در عين حال مايل به "بله" گفتن هم نيستـيـد بهترين راه بعدي عـذرخـواهـي هاي فراوان   و بهانه آوردنهاي منطقي و قابل باور خواهد بود.

+ نوشته شده توسط enbank در جمعه 1387/05/18 و ساعت 13:15 |

فرهنگ سازی ؛ اجبار یا اختیار ؛موانع و مزیت

 

 نظر بعضی از مسئولین بانکها در خصوص عوامل موثر بر پذیرش بانکداری الکترونیکی در میان کارکنان و مشتریان بانکها:

 

*علی شکری کیا ؛ معاون شعبه مرکزی بانک ملی

 

از نظر ایشان عمده مسئله موجود در زمینه بانکداری الکترونیکی مسئله فرهنگ سازی است به نظر ایشان هنوز باور بانکداری الکترونیکی در میان مشتریان شکل نگرفته و به آن اطمینان ندارند تا جایی که حتی این عدم باور در میان کارمندان خود بانک نیز به چشم می خورد .استفاده از خدمات بانکداری الکترونیکی در زمینه گسترش فرهنگ استفاده از بانکداری الکترونیکی می تواند بسیار موثر باشد. ایشان معتقد هستند تجربه در حوزه های دیگر از جمله ثبت نام در کنکور سراسری و اخیرا ثبت نام حج عمره نشان داده است که اجبار در این حوزه ها بسیار کارساز و موثر بوده است و اجبار در استفاده از تمامی خدمات بانکداری  در کنار ایجاد اطمینان به مشتری برای جبران خسارات احتمالی بهترین گزینه برای گسترش فرهنگ بانکداری الکترونیکی است.

 

*مهرداد لاجوردی معاون انفورماتیک بانک ملی

 

ایشان نیز با نظر آقای شکری کیا موافق هستند به نظر ایشان با توجه به اینکه تمامی موارد در  پرداخت قبض ها توسط بانک ها فراهم شده است اما باز هم شاهد مراجعه اکثر مشتریان به بانک برای پرداخت وجه قبض ها هستیم به نظر ایشان با توجه به حجم بالای اطلاعاتی که در پرداخت قبض ها رد و بدل می شود بحث کارمزد در پرداخت حضوری و اجبار به پرداخت الکترونیکی می تواند در نهایت بسیاری از مسافرت ها ی درون شهری کاسته و در زمان نیز صرفه جویی کند.

 

*سرکار خانم مینا مکرمی رئیس شعبه مرکزی بانک اقتصاد نوین:

 

فرهنگ سازی بدون فشار و اجبار

اما از منظری متفاوت خانم مکرمی با نظرات بالا مخالف است به نظر ایشان اجبار در استفاده از سرویس های بانکداری الکترونیکی به ویژه در پرداخت قبض ها راه حل مناسبی برای ایجاد فرهنگ و گسترش آن نیست و بهتر است به جای اجبار به استفاده  ؛ با ارائه تخفیف های خاص به مشتریان اینتر نتی آنها را به سمت استفاده از این خدمات سوق دهیم خانم مکرمی باور و اعتماد نداشتن افراد توانمند سیستم بانکی به بانکداری الکترونیکی را از مشکلات اساسی این حوزه عنوان می کنند به نظر ایشان باید بستر فرهنگ سازی و ایجاد اطمینان و اعتماد   توسط مرکز فابا فراهم شود تا افراد توانمندی که دارای موجودی قابل تامل هستند نیز نسبت به بانکداری الکترونیکی اعتماد و گرایش یابند وی نیز معتقد است که عدم آماده بودن بستر مخابراتی از دیگر موانع پیش روی بانکداری الکترونیکی است.

  

*فریبرز قربانیان رئیس اداره پشتیبانی و نظارت بر پروژه های IT بانک اقتصاد نوین:

 

به نظر ایشان هر توسعه ای شامل سه محور اصلی فرهنگ سازی , زیر ساخت و توسعه ابزار ها ست ایشان حرکت همزمان در این سه محور را نکته اساسی می خواند و اعتقاد دارد شاید هنوز در زیر ساخت و فرهنگ سازی مشکل داشته باشیم اما باید این سه محور توسعه را به طور همزمان پیش برد ایشان همچنین شعب بانکها را یکی از متولیان بزرگ فرهنگ سازی ذکر می کند و عنوان می کند به دلیل مواجه مستقیم بانکها با مشتریان , شعب باید توانایی کامل برای راهنمایی مشتریان داشته باشد و البته این امر زمانی اتفاق می افتد که خود پرسنل بانک اشراف کامل به خدمات بانکداری الکترونیکی داشته تا بتوانند سرویس ها و مزایای آن را برای مشتریان بازگو کند.

 

"بانکداری الکترو نیکی "  نشریه داخلی نظام بانکی کشور

+ نوشته شده توسط فتح اله آسیایی در جمعه 1387/05/18 و ساعت 8:23 |

روشهای پرداخت در تجارت بین المللی

 

1-تجارت حساب باز(open account trade  )

  ابتدا کالا وارد میشود سپس پول حواله میگردد ( این روش به نفع خریدار می باشد و فروشنده اعتماد صددرصد به خریدار دارد.)

2- پیش پرداخت full advance payment

  نقطه مقابل روش بالاست ولی برای اطمینان می بایستی یک ضمانت نامه  بانکی از فروشنده اخذ گردد.

3-وصولی  یا روش براتی collection

در این روش فروشنده به خریدار اعتماد دارد و ابتدا اسناد را همراه با برات ارسال می دارد و سپس پول خود را می گیرد

4- اعتبار اسنادی documentary credit

امن ترین روش پرداخت در تجارت خارجی است و بانکهای دو طرف حافظ منافع خریدار و فروشنده می باشند

 

تعریف اعتبار اسنادی

 

تعهد مشروط بانک گشایش کننده به پرداخت وجه در مقابل ذینفع اعتبار . به بیان دیگر تعهد گشایش کننده یا قبول یا قبول پرداخت در آینده مشروط بر آنکه ذینفع اعتبار شرایط و مقررات مندرج در اعتبار اسنادی را رعایت و اسناد مقرر شده را در موعد مقرر ارائه داده باشد.

 

طرف های در گیر در اعتبار اسنادی ( مستقیم )

 

بانک افتتاح کننده اعتبار

ذینفع اعتبار

خریدار

بانک ابلاغ کننده

بانک پرداخت کننده

بانک معامله کننده

بانک تائید کننده

بانک پوشش دهنده

بانک انتقال دهنده

 

"کلیه بانکهای فوق الذکر توسط بانک افتتاح کننده انتخاب میشوند به همین دلیل بانک گشایش کننده رکن اول و اساسی هر اعتبار اسنادی می باشد."

 

طرف های درگیر ( غیر مستقیم) :

 

شرکتهای بیمه گر

شرکتهای حمل و نقل

شرکتهای حمل و نقل

فوروارد ها

اتاق بازرگانی

بخش بازرگانی سفارتخانه ها

 

نحوه پر کردن فرم تقاضای افتتاح اعتبار

 

1-نوع اعتبار ( قابل برگشت / غیر قابل برگشت/ قابل انتقال / غیر قابل انتقال )

2-نحوه ابلاغ اعتبار ( فول تلکس/ شورت تلکس/ پست هوایی/سوئیفت)

3-آدرس بانک ابلاغ کننده

4-نام و نشانی ذینفع اعتبار

5-سررسید اعتبار

6-محل ارائه اسناد

7-مشخصات کالا بدون جزئیات

8-مبلغ اعتبار و نوع ارز

9-تعیین اسناد حمل و سایر اسناد

10-نحوه پرداخت وجه اعتبار به ذینفع

11-نحوه حمل کالا

12-انتخاب شرکت کننده

13-بیمه 110 درصد حداقل ارزش کالا

14-گیرنده کالادر مقصد

15-شرکت بازرسی کننده

16-پیروی از مقررات ucp500

 

"خلاصه ای از عملکرد اعتبارات اسنادی – خانم زهرا مهناویان "

 

+ نوشته شده توسط فتح اله آسیایی در یکشنبه 1387/05/13 و ساعت 21:40 |

طرح جدید  برای سایت رسمی بانک اقتصاد نوین

سایت رسمی بانک اقتصاد نوین با شکل و شمایل جدیدی راه اندازی شده است

شاید در قسمت ویژه همکاران هم بزودی شاهد تغییرات مثبتی باشیم

همکاران عزیز دستتان درد نکند ، همگی خسته نباشید

مشاهده سایت جدید بانک

+ نوشته شده توسط enbank در یکشنبه 1387/05/13 و ساعت 21:27 |

سریال 24

این سریال به سبک اکشن و ماجرایی است. نقش اول این داستان «جک باور» در اداره ی CTU (واحد ضد تروریستی)، شاخه ای خیالی از سازمان CIA مشغول به کار است(که البته شاخه ای شبیه آن با نام دیگر در این سازمان وجود دارد) و هر فصل (Season) یک روز از زندگی او را، در حال مبارزه با یک نقشه ی تروریستی بزرگ و خطرناک نشان می دهد. هر قسمت (Episode) از سریال، یک ساعت از روز جک باور را نشان می دهد و در قسمت 24 روز جک باور به پایان می رسد. این سریال علاوه بر طرفداران اکشن و تیراندازی، به دلیل داشتن داستان پر هیجان، و نشان دادن زندگی شخصی شخصیت ها، به دوستداران سریال های درام و ماجرایی نیز توصیه می شود.

علیرغم چندین بدشانسی بزرگ، استقبال مردم آمریکا از این سریال خوب بوده و به مرور زمان افزایش چشمگیری داشته است. با توجه به اینکه پخش فصل اول این سریال اندکی پس از حادثه ی 11 سپتامبر آغاز شد و با توجه به محتوای تروریستی فیلم شبکه ی Fox در ابتدا پخش سریال را برای مدتی به تعویق انداخت. اما با پخش سریال استقبال خوبی از آن به عمل آمد به طوری که «کیفر ساترلند» بازیگر کاراکتر جک باور، برای بازی در تنها 10 قسمت اول سریال برنده ی جایزه ی گوی زرین شد. با فروش DVD فصل اول، این سریال رکورد فروش DVD در بریتانیا را، نه فقط در بخش سریال، بلکه در بخش فیلم شکست و ارباب حلقه ها را پشت سر گذاشت. به طوری که خود کیفر ساترلند از این رکورد شکنی اظهار تعجب نمود.
این سریال در سایت imdb نمره ی 9.1 از 10 را دارد. لازم به ذکر است که در لیست بهترین فیلم های(فیلم، نه سریال) تاریخ در همین سایت، فیلم پدرخوانده با همین نمره، یعنی 9.1 رتبه ی نخست را در اختیار دارد. در سایت tv.com نیز سریال 24 تنها پس از سریال Heroes که نمره ی 9.4 را دارد، با نمره ی 9.3 به طور مشترک با چند سریال دیگر در رتبه ی دوم قرار دارد.
با توجه به اینکه این سریال به دلایل غیر فنی (سیاسی، دینی و پخش صحنه های شکنجه که بسیاری از بانوان و کودکان را از جمع طرفداران حذف می کند) مخالفانی دارد، و با توجه به ادامه دار بودنِ منحصر به فرد داستان سریال، (به طوری که در طول پخش تلویزیونی بینندگان در صورت از دست دادن 1 یا 2 قسمت، روند کلی داستان را از دست می دادند) نمرات ذکر شده در بالا نشانگر زیبایی بی نظیر سریال می باشد.
لازم به ذکر است بزرگانی چون بیل گیتس (ثروتمند ترین فرد دنیا و صاحب شرکت مایکروسافت)، دیک چنی (معاون رییس جمهور آمریکا) و دونالد رامسفلد (وزیر دفاع سابق آمریکا) از طرفداران این سریال هستند

سریال 24 و کیفر ساترلند از زمان آغاز پخش به مدت پنج سال متوالی، به ترتیب کاندید بهترین سریال درام(غیر کمدی) و بهترین بازیگر نقش اول مرد در یک سریال درام شدند و بالاخره در سال ششم در هر دو بخش جایزه را مال خود کردند.
ضمنا در سال 2002 «رابرت کوشران» برنده ی جایزه ی امی بهترین نویسندگی در سریال درام برای این سریال شد. در سال 2003 «یان توینتون» کاندید دریافت جایزه ی امی برای بهترین کارگردانی در سریال درام شد و شان کالری جایزه ی بهترین موسیقی را مال خود کرد. و در سال 2006 «گریگوری ایتزین» کاندید بهترین بازیگر نقش دوم مرد در یک سریال درام شد. و «جین اسمارت» هم کاندید بهترین بازیگر نقش دوم زن در یک سریال درام گردید. در همان سال «جان کسار» هم جایزه ی بهترین کارگردانی را در یک سریال درام مال خود کرد

+ نوشته شده توسط سید رضا موسوی در شنبه 1387/05/12 و ساعت 0:28 |
يكى بود، يكى نبود، غير از خدا هيچ كس نبود.
يك روزى، روزگارى در ولايت غربت يك جوانى بود به نام «سليم آقا» [خوانندگان محترم عنايت داشته باشند كه اسم اين جوان مى توانست هر چيز ديگرى هم باشد، مثلاً پلنگ قلى يا كامبيز يا حتى آلبرت! منتهاى مراتب از آنجا كه نام جوان مذكور در شناسنامه همين چيزى است كه عرض كرديم، حاضر نشديم براى ايجاد جذابيت كاذب، واقعيت را مخدوش كنيم. توضيح از بنده نگارنده.]
بارى اى خواهر نور ديده و اى برادر بدنديده، يك روز صبح كه اين آقاسليم از خواب پا شد چى ديد؟ ديد كه اى دل غافل، يك دُم براى خودش درآورده به چه بزرگى. آقا سليم يك مقدار چشم هايش را مالاند و ديد كه نخير، خواب نمى بيند. اول نشست خوب دُم نودميده اش را تماشا كرد و ديد كه نه، دم خوب مرغوب به دردبخورى است اما ماند كه حالا با دمى به اين شكل و شمايل چه كار بكند.
اول شيطان رفت توى جلدش كه همين جور دمش را بگيرد و راه بيفتد توى كوچه ها و خيابان هاى ولايت غربت، به اين و آن پز بدهد. اما خوب كه فكرش را كرد ديد كه ممكن است به جرم ارعاب و تشويش اذهان عمومى خفتش را بگيرند و دمش را هم ببرند و بگذارند كف دستش. اين شد كه از صرافت پز دادن به مردم بى دم افتاد.
بعد به اين فكر افتاد كه بليت بفروشد تا هر كس دوست داشت، پول بدهد و بيايد دمش را از نزديك تماشا كند. اما خوب كه فكرهايش را كرد، ديد كه نه، مردم بى فرهنگ ولايت غربت، بالاى اين جور چيزها پول نمى دهند.
بارى اى عزيز دل برادر، سليم آقا تا ظهر همين طور نشست براى خودش فكر كرد و عقلش به جايى قد نداد. سر آخر هم به خودش نهيب زد كه: مرد حسابى، در اين موضع كه تويى، چه جاى پز دادن و جلوه فروشى است؟ در ثانى آدميزاد در يك همچو شرايطى مى بايست على القاعده دمش را از اين و آن قايم كند نه اينكه براى نشان دادنش بليت بفروشد! اما سليم آقا از آن آدم هايى نبود كه به اين راحتى كوتاه بيايد و از آنجا كه عزمش را جزم كرده بود كه هر جور شده از اين دم نورسته پولى دربياورد، بالاخره كار خودش را كرد.
اول نشست با چوب يك جفت شاخ قشنگ براى خودش ساخت و هوا كه تاريك شد، يواشكى بار و بنه سفر بست و از ولايت غربت راه افتاد و رفت و رفت و رفت تا رسيد به گردنه «غربلقا» [خوانندگان عزيزى كه با موقعيت جغرافيايى ولايت غربت و حومه آن آشنايند، بنده را ببخشند ولى براى جوان ترها عرض مى كنم كه اين گردنه غربلقا نقطه صفر مرزى ميان ولايت غربت و ولايت جابلقا است. توضيح از بنده نگارنده] به آنجا كه رسيد، شاخ ها را چسباند روى كله اش لباس هايش را هم درآورد و يك پوستين بلند پوشيد و دمش را هم از پشت پوستين داد بيرون. حالا نگو كه دارد اين كارها را مى كند تا بگويد من غولم.
خلاصه دردسرتان ندهم سليم آقا همان جا نشست نان و ماستش را خورد و رفت پشت تخته سنگ ها كمين كرد و منتظر شد تا مسافرى، بازرگانى، كاروانى، چيزى از آنجا رد شود.
يك نيم ساعتى كه گذشت، سر و كله يك نفر از دور پيدا شد. همين كه نزديك شد، سليم آقا از پشت سنگ ها پريد بيرون و گفت: «هو هَه هَه هَه هَه...» [ به زبان غولى، يعنى: سلام اى رهگذر، دار و ندارت را بگذار زمين و جانت را بردار و برو. اگر هم بخواهى كَل كَل كنى، شاخت مى زنم چون اصلاً اعصاب راست و درستى ندارم. ترجمه از بنده نگارنده با تشكر از همكار محترم سركار خانم «جى كى رولينگ» كه در ترجمه آن «هَه» دوم به بنده كمك كردند. مرسى.]
مسافر مذكور هم كه آدم حرف گوش كنى بود، دار و ندارش را گذاشت و جانش را برداشت و حالا ندو كى بدو.
سليم آقا هم بار و بنديل مسافر را گشت، هر چى پول و تراول چك و خوراكى و لباس به درد بخور بود، برداشت و از آنجا كه فطرتش پاك بود، كارت پايان خدمت و گذرنامه و گواهينامه و دفترچه اقساط پژو ۲۰۶ تيپ سه و ساير مدارك مسافر بخت برگشته را هم انداخت توى صندوق پست.
بارى اى برادر يا خواهرى كه شما باشى، اين كار خيلى به سليم آقا مزه داد و از آنجايى كه آدميزاد شير خام خورده، طمعكار است، سليم آقا هم همان جا به غول بازى ادامه داد و به قول شيخ اجل فى الجمله نماند از معاصى، منكرى كه نكرد و مسكرى كه نخورد.
روزها گذشت و گذشت تا اينكه يك روز، سليم آقا نگاه انداخت و ديد اى قربان لطف خدا بروم. يك مسافرى دارد با چهارصد شتر بار و بنه مى آيد. با خودش گفت: «اى سليم آقا خورشيد اقبالت از پشت ديفال، بالا آمده. اين مسافر ننه مرده را كه بترسانى، مى توانى خودت را بازنشسته كنى و بروى يك گوشه بنشينى و با دُمَت گردو بشكانى
اين شد كه رفت كمين كرد و همين كه مسافر نزديك شد، پريد بيرون و گفت: «هو هه هه هه هه...»
- كوفت! (اين كوفت را مسافر به سليم آقا گفت.)
سليم آقا كه هاج و واج مانده بود، پس كله اش را خاراند و گفت: «آهاى عمو اين چه طرز برخورد با يك غول است؟ نمى گويى اعصابم سر جا نباشد بزنم تيكه پاره ات كنم؟» مسافر پوزخندى زد و گفت: «كدام غول، تو؟» سليم آقا گفت: «پس چى؟ شاخ و دم به اين بزرگى را نمى بينى؟» مسافر گفت: «تو به اينكه دارى مى گويى دُم؟ پس اگر دُم ارباب مرا ببينى چه مى گويى؟» سليم آقا چشم هايش گرد شد و گفت: «اِه، مگر ارباب تو هم دم دارد؟» مسافر با موبايلش يك شماره اى را گرفت و گفت: «سلام ارباب، روسياهم، اگر ممكن است، دم مباركتان را يك ريزه تكان بدهيد. خدا نگه دار
هنوز صحبت مسافر تمام نشده بود كه كوه و بيابان بنا كرد به لرزيدن. مسافر رو كرد به سليم آقا كه داشت از ترس سكته مى كرد و گفت: «اى جوان بدان و آگاه باش كه ارباب من آدم خيلى دم كلفتى است و قسمت اعظم اين نقاط مرزى روى دُمِ اوست
سليم آقا كه خورده بود زمين و شاخش شكسته بود، با مرد مسافر رفت به ولايت جابلقا و آنجا داد دمش را بريدند و جراحى پلاستيك كردند و رفت در دم ودستگاه مرد دم كلفت استخدام شد.
ما از اين داستان نتيجه مى گيريم كه دُم داريم تا دُم!
قصه ما به سر رسيد، غلاغه به خونه ش نرسيد.
نقل از کتاب افسانه های امروزی نوشته ابوالفضل زرویی نصرآباد
+ نوشته شده توسط سید رضا موسوی در پنجشنبه 1387/05/10 و ساعت 21:59 |

(((  بخشی از بازتاب تیزر تبلیغاتی طرح رویش بانک اقتصاد نوین در هفته نامه همشهری جوان  )))

زنده باد دیروز - به قلم احسان رضایی - نشریه همشهری جوان شماره 175 مورخ 29 تیر 87

این آگهی تبلیغاتی جدید را دیده اید که دو تا بچه قنداقی به هم می گویند دختر عمو و پسر عمو ؟ البته منظورم خود تبلیغ که کار خوش ساخت و تمیز و با مزه ای شده نیست . سئوالم دقیقا این است که به موضوع تبلیغ و دیالوگ هایی که بین این دو طفل شیرخوار رد و بدل می شود ، دقت کرده اید ؟ توی این تبلیغ ، دخترعموهه به پسر عموهه می گوید که اسباب بازی و پستونک برایش آینده نمی شوند ، آن وقت پسر عموهه دفترچه یک جور حساب بانکی را نشانش می دهد که بیا ، این هم آینده !

نکته دقیقا همین جاست ، آینده . اگر تا به حال تامین آینده فقط در فرستادن بچه به دبیرستان غیر انتفاعی و کلاس کنکور خلاصه می شد ، حالا این تبلیغ خوش ساخت می گوید باید از همان دوران شیرخوارگی به فکر آینده بود . بالاخره این بچه همیشه که همین سن و سال نمی ماند ، بزرگ می شود و قد می کشد و باز هم بزرگ می شود و خانه و زندگی می خواهد و باز هم بزرگ می شود و خودش صاحب زن و بچه می شود و باز هم ... آن وقت تکلیف این همه آینده چه می شود ؟ بله نکته دقیقا همین جاست ، آینده !

ناتالیا گینزبورگ توی کتاب ((فضیلتهای ناچیز))اش ، مقاله ای دارد که توی آن درباره این عقیده اش حرف زده که نباید برای بچه قلک خرید و نباید پول پس انداز کردن یادش داد ، حرف او این است که آینده ، بالاخره خودش می آید و نباید لذت کودکی کردن را با نگرانی بیخود در مورد آینده از بین برد .

پدربزرگ من هم که هیچ وقت آن کتاب گینزبورگ را نخوانده بود و حتی اسم او را هم نشنیده بود ، این عقیده را حتی به دوران بزرگسالی هم تعمیم می داد . هیچ وقت از فردا و پس فردا و آینده حرف نمی زد و تازه هر وقت هم می دید ما ماتم کارهای فردایمان را داریم ، این تکیه کلام موزون را تحویل مان می داد : (( چو فردا شود ، فکر فردا کنیم )) .

غیز از پدر بزرگ من و ناتالیا گینزبورگ ، خیلی های دیگر هم هستند که درک فرصت و لذت بردن از لحظه و نخوردن غم نیامده ها را آموزش داده اند و تبلیغ کرده اند که دست بر قضا تمامشان هم از بزرگان فرهنگ و اندیشه ما و جهان هستند . نیازی هست اسمشان را ردیف کنم ؟

پدر بزرگ من هم مرد دوران گذشته بود ، گینزبورگ و باقی آن بزرگانی هم که دم را غنیمت می شمردند همین طور . حالا دور ، دور غصه خوری برای آینده است و باز کردن حساب بانکی برای شیر خواره ها و کلاسهای موفقیت و برنامه ریزی و NLP . حالا این آگهی تبلیغاتی ، یکی از محبوب ترین تیزرهای تلویزیونی است ، من اما نمی دانم چرا . هنوز هم فکر می کنم مهوع تر و چندش انگیز تر از این کلمه وجود ندارد ، آینده .

بازی شیرین فردا - به قلم محمد مهدی حاجی پروانه - همشهری جوان شماره ۱۷۶مورخ ۵ مرداد 87 

برای احسان رضایی و (آینده) دوست داشتنی همه ما

این یک قانون است ، دست کم الان و برای همه ما نسل چندمی ها این ((فکر به آینده)) تبدیل به یک قانون شده است . حتی نسلهای قبل تر از ما هم دیگر توجیه شده اند که ((دیروز)) نمی تواند و نباید کلمه محبوب نسلی باشد که تمام عمرش را در ((آینده)) برایش معنا کرده اند .

الان دیگر بخواهیم یا نخواهیم ، آینده برایمان همان پایان روشن راه غبار آلودی است که طی می کنیم . الان جواب همه نیازها ، رویا ها و خوشبختی های ما به آینده موکول می شود .

اگر دیروز ما همه تلاشمان این بود که یکی دو سال آخر تحصیلمان را برویم فلان دبیرستان خوشنام تا ((پایه)) مان برای کنکور قوی شود ، حالا برای آن بچه محصلی که توی سال اول و دوم زندگی تحصیلی اش غرق در داستان سلیقه ((کوکب خانم)) و حفظ کردن ((صد دانه یاقوت)) است ، برنامه می ریزند که از همین الان بفرستندش فلان موسسه آموزشی تا پایه اش از دبستان برای دانشگاه قوی شود ، چرا ؟ چون همین الان تب - نهایتا یکساله - کنکور را برداشته اند و به جایش تمام سال های تحصیل در دبیرستان را بستر این تب و لرز دانشگاهی کرده اند . چه بسا در آینده هم یکهو نتایج یک تحقیق را رو کنند که مثلا احتساب معدل ۱۲ سال تحصیل مدرسه ، ملاک بهتری برای گزینش دانشگاه هاست . اصلا همین دانشگاه ، درست یا غلط خودش بخشی از رویای آینده همه ما شده است .

بخواهیم یا نخواهیم ، زندگیهای نسل ما الان دیگر با آینده پیوند خورده است و البته این اتفاق بدی هم نیست . قدیم تر ما خودمان فکر آینده را می کردیم و الان هم خودمان ، البته به جای نسل های بعدی مان ، چرا ؟ چون دوست داریم از تجربه تلخ یا شیرین مان به بهترین نحو برای آینده نسل بعدی خودمان استفاده کنیم .

همان ((ناتالیا کینزبورگ)) هم اگر امروز میان ما زندگی کند ، بعید نیست حرفش را پس بگیرد و حتی مقاله ای مفصل در باب فضایل خرید یک قلک محکم و بزرگ برای بچه ها هم بنویسد .

الان اگر قلک توی دست بچه ای نبینیم ، اگر بچه دبستانی ها را توی مدارس عجیب و غریب دوزبانه و سه زبانه نبینیم ، اگر همین الان برای فلان وام و بهمان تعاونی مسکن ثبت نام نکنیم و اگر فکر آینده نباشیم قافیه را بدجوری می بازیم . یه کم ساده ترش همین قرعه کشی بانک ها و شرکت هاست ، رویای برنده شدن در قرعه کشی در روزهای آینده .

فکر به آینده توی این دوره و زمانه برای نسل ما و نسل های بعد از ما غصه خوردن نیست ، توفیق است ، هر چند سایه قید ((اجبار)) هم روی این توفیق می آید . اما هر جوری که فکرش را بکنی نباید و نمی شود از آینده گذشت .

دختر عمو و پسر عموی دوست داشتنی آن تبلیغ تلویزیونی شاید بهترین مثال باشد . شما فکر می کنید اگر پدر و مادر آن دختر عموی فسقلی برای بچه شان حساب باز نمی کردند ، آن پسر بچه با همان ((یک پستانک)) که همه دارایی اش از مال دنیاست ، می توانست کاری برای دخترعمو(بخوانید همسر آینده)اش بکند ؟

گذشته ، حالا یک خاطره برای نسل ما شده است، خاطره ای که گاه شیرین می شود و گاهی چندش آور . آینده اما همان ابر سفید بالای سر ماست که همه جور رویایی تویش پیدا می شود ، بعضی هایش واقعی می شوند و بعضی هایش هم نه . این خودش یک جور بازی است ، بازی شیرینی نیست ؟

+ نوشته شده توسط سید رضا موسوی در پنجشنبه 1387/05/10 و ساعت 20:2 |

"عملیات حسابداری حواله های عهده بانکهای داخل و خارج کشور"

 

1-عملیات در شعبه  جهت انتقال مبلغ ارزی به حساب بستانکاران داخلی /ارز اداره بین الملل تحت عنوان (حواله های در خواستی مشتریان)

بدهکار – حساب ارزی مشتریان یا صندوق به ارز (در شعبه مربوطه)

بستانکار- حساب بستانکاران داخلی / ارز (حواله های مشتریان ) به ارز (به حساب اداره بین الملل کد 2639)

 

2- عملیات در اداره بین الملل جهت انتقال مبلغ ارزی حواله به حساب کارگزار مربوطه

بدهکار - حساب بستانکاران داخلی / ارز (حواله های مشتریان ) به ارز (به حساب اداره بین الملل کد 2639)

بستانکار – حساب کارگزار مربوطه به ارز (اداره بین الملل)

 

3-عملیات در شعبه جهت انتقال هزینه ریالی سوئیفت حواله های ارزی صادره به حساب درآمد متفرقه /ریال  اداره بین الملل

بدهکار- حساب ریالی مشتری یا صندوق 50.000 ریال ( در شعبه مربوطه با مبلغ ریالی ثابت در حال حاضر)

بستانکار – حساب در آمد های متقرقه – سایر موارد – ریال ایران 50.00 ریال (به حساب اداره بین الملل کد 1-2829-198 )

 

4- عملیات در شعبه جهت اخذ کار مزد دریافتی حواله ارزی صادره به درخواست مشتری به حساب کارمزد دریافتی شعبه انجام دهنده

بدهکار – حساب ریالی مشتری یا صندوق ( کارمزد دریافتی طبق تعرفه بانک در شعبه مربوطه)

بستانکار – حساب کارمزد دریافتی امور ارزی – ریال ایران (در شعبه مربوطه کد 2819 )

 

نکات مهم :

 

الف – صدور حواله های ارزی به خارج از کشور مشمول اخذ کارمزد 5/1 در هزار هم ارز ریالی با نرخ فروش ارز ؛ حداقل 50.000 ریال و حد اکثر 150 دلار یا معادل ریالی آن با نرخ فروش ارز می باشد.

ب- صدور حواله ارزی عهده سایر بانکهای داخل کشور مشمول اخذ کارمزد یک در هزار هم ارز ریالی با نرخ فروش ارز ؛ حداقل 50.000 ریال و حد اکثر 100 دلار یا معادل ریالی آن با نرخ فروش ارز می باشد.

 

برگرفته از جزوه بانکداری بین الملل (1) – امور ارزی -  استاد ضرابی

+ نوشته شده توسط فتح اله آسیایی در پنجشنبه 1387/05/10 و ساعت 19:49 |

قائم مقام بانك مركزی با اشاره به اجرای طرح تحول اقتصادی كه در یك بند آن به موضوع ارزش گذاری پول ملی تاكید شده است از دو تدبیر برای اجرایی كردن این طرح خبر داد كه در آن به موضوع حذف تعدادی از صفرهای اسكناس اشاره شده است.

دكتر حسین قضاوی درباره محورهای طرح تحول اقتصادی گفت: عمده‌ترین این محورها، طرح‌ هدفمندسازی یارانه‌هاست چرا كه در حال حاضر دو دهک بالای درآمدی، بخش قابل ملاحظه‌ای از مصرف فراورده‌های انرژی را به خود اختصاص می‌دهند و به این ترتیب حجم زیادی از یارانه‌های مربوط به این فرآورده‌ها نصیب آنان می‌شود.

به گفته او محورهای اساسی كه در طرح تحول اقتصادی دولت به لحاظ ضرورت اجرایی آمده مورد اجماع محافل كارشناسی است.

وی ادامه داد: چنانچه اصلاح ساده‌ای در سیاست‌گذاری‌های مربوط به انرژی صورت گیرد و مردم این فرآورده‌ها را به قیمت بین‌المللی یا تمام شده خریداری كنند و مابه‌التفاوت حاصل از حذف یارانه‌ها را به صورت حتی مساوی بین جامعه توزیع شود، یك گام به سمت عدالت اقتصادی و اجتماعی برداشته شده است.

به گفته او این در حالی است كه دولت قصد دارد حتی از این حد هم فراتر رود و مابه‌التفاوت بین قیمت فعلی و بازار را به شكل هدفمند بین مردم و كارگزاران اقتصادی توزیع كند كه این سیاست ضمن اینكه در راستای عدالت اجتماعی است، علامت‌های صحیحی به اقتصاد می‌دهد به طوری كه منابع كمیاب اقتصادی به نحو مطلوب‌تری اختصاص می‌یابند.

قائم مقام بانك مركزی تصریح كرد: نكته ظریفی كه وجود دارد این است كه در هدفمند كردن یارانه‌ها باید به گونه‌ای عمل كرد كه مردم كمترین فشار تورمی را احساس كنند، بنابراین لازم است به كشش پذیر كردن  تقاضا برای فرآورده‌های انرژی كه قرار است مشمول تعدیل قیمت شوند اقدام كرد.

قضاوی گفت:یكی دیگر از محورهای طرح تحولات اقتصادی به ارزش‌گذاری پول ملی بر می‌گردد، در چارچوب این محور قرار است كلیه تدابیر لازم اتخاذ شود تا وسیله مبادلاتی نزد مردم به شكل مطلوب‌تری عمل كند.

به گفته وی یعنی در كوتاه مدت از اسكناس درشت یا ایران چك بانك مركزی استفاده شود و در میان مدت دو تدبیر اجرایی مهم اتخاذ شود؛ یكی حذف تعدادی از صفرهای اسكناس و احتمالا تغییر واحد پولی و دوم ارتقا سطح بهره‌مندی جامعه از بانكداری الكترونیكی .                                  نقل از جراید

+ نوشته شده توسط ویدا نظری در دوشنبه 1387/05/07 و ساعت 19:11 |

اگر از مردم بسیاری ازكشورهای جهان بپرسید كه برای خرید جنس و یا انجام امور جاری، پول نقد را ترجیح می دهند یا كارت اعتباری را، بی درنگ كارت اعتباری را انتخاب خواهند كرد و شاید از طرح این پرسش تعجب هم بكنند. اما اگر از مردم ما همین سؤال پرسیده شود، پاسخ بیشتر آنها پول نقد خواهد بود. به این ترتیب قصه دراز اسكناس های مچاله شده و هزینه چاپ اسكناس و نیز عقب ماندن در زمینه تجارت به ویژه تجارت الكترونیك سرجای خود باقی است.

داشتن كارت اعتباری به این معناست كه مؤسسات یا بانكها  به افراد اعتبار می دهند و براساس این اعتبار فرد می تواند بدون این كه پول نقد بپردازد كالایی را خریداری كند و از این امكان برخوردار شود كه به جای آن كه هزینه كالا را درزمان خرید بپردازد، به مرور زمان و به اقساط آن را بپردازد. به عبارتی پرداخت پول به فروشنده با شرایط آسان تر برای مشتری تضمین می شود .

در ایران این خدمت کمتر مورد توجه قرارگرفته و در حالی كه سال ها درباره مزیت های كارت های اعتباری و لزوم به كارگیری آنها صحبت شده، ولی هنوز فرهنگ سازی درست صورت نگرفته است ودرواقع روند جاافتادن كارت اعتباری كند است.

این كه فردی با نشستن پشت رایانه كالای مورد نظرش را انتخاب كند و با فشاردادن دكمه ای هزینه آن را بپردازد و یا با رایانه بلیت هواپیما و قطار و اتوبوس تهیه كند و یا خودرویی كرایه كند و یا هتل رزرو كند و ... هنوز در كشور ما موضوعی مربوط به آینده است. در حالی كه در برخی از كشورهای جهان این روش رایجی برای استفاده از كالا و خدمات است. پایه این نوع خرید هم كارت اعتباری است. به این ترتیب كه فرد با ارائه شماره كارت اعتباری اش به شركت های ارائه كننده خدمات مربوط به كارت های اعتباری، هزینه كالا و خدمات را از طریق آنها به فروشندگان پرداخت كند.

با این وجود در كشور ما هم حركت های محدودی انجام شده است. به عنوان مثال بسیاری از فروشگاه ها به ویژه فروشگاه های زنجیره ای كارت خوان دارند و با كارت بعضی ازبانکها می توان كالا خریداری كرد. فروش اینترنتی بلیت های برخی از شركت های هواپیمایی و قطار ها هم با كارت شروع شده است ، ضمن اینکه فعالیتهای اخیر شرکت مخابرات درزمینه خرید سیم کارت از طریق اینترنت درآشنایی مردم با شیوه استفاده از این نوع خدمات وحتی مشکلات آن بی تاٌثیر نبوده است.

یکی از مشکلات استفاده از کارتها درزمان خرید این است که بعضی از فروشندگان به دلیل این كه بانك با تأخیر پول را به حسابشان واریز می كند، ضرر این تأخیر را می خواهند از خریدار بگیرند در نتیجه برخی از خریداران از استفاده از كارت اعتباری منصرف می شوند.

 

مزایا و زیرساخت های كارت اعتباری

در برخی از كشورها كارت اعتباری حكم یك شناسنامه را دارد.چنان كه می توان با ارائه شماره کارت اعتباری خود به یك هتل،اتاق رزرو كرد.منتها قوانین مربوط به نحوه استفاده از این كارت ها هم بسیار مشخص و محكم اند به طوری كه اگر فردی با شماره كارت اعتباری اتاقی را در هتل رزرو كند و در موعد مقرر به هتل نرود، قانون به صاحب هتل حق می دهد از حساب او برداشت كند و اگر مشتری قرارداد را به موقع فسخ كند و هتل دار به ناحق پول را از حساب او برداشت كرده باشد، قانون حق را به مشتری می دهد.

همچنین در این كشورها افراد از طریق اینترنت کار بورس و تجارت انجام می دهند.

همه اینها مستلزم سیستم های امنیتی پیشرفته است كه در آنها هم بانك ها و هم دولت شركت دارند و سیستم اینترنتی به اندازه ای امن می شود كه افراد با خیال راحت تجارت می كنند. همین طور سیستم های بیمه ای به قدری قوی است که اگر فردی توانست خرابكاری و سوء استفاده كند، ضررهای افراد دیگر جبران می شود.

به این ترتیب بالا رفتن ضریب امنیتی برای حفظ اطلاعات كارت های اعتباری ضروری است. این موضوع اعتماد مردم را برای استفاده از كارت های اعتباری به ویژه در تجارت الكترونیك بالا می برد

هر چند كه به كارگیری همه این مقدمات، هزینه، دقت و عزم زیادی می طلبد ولی مزایای استفاده از كارت های اعتباری به حدی زیاد است كه به مشكلات گسترش دادن آن می ارزد.

این مزایا به قدری زیاد بوده است كه از دهه ۱۹۲۰ شركت های خصوصی مثل هتل ها و شركت های نفتی آمریكایی مشتریانشان را به استفاده از كارت اعتباری تشویق می كردند و بعد از جنگ جهانی دوم نیز سادگی استفاده از این كارت ها به استفاده از آنها بعدی جهانی داد.

همین كه افراد بتوانند از سایت های فروش آنلاین كالایشان را خریداری كنند، ـ البته در شرایط امن كه اطلاعات شخصی شان لو نرود ـ به جای حمل ارز در سفرهای خارجی از كارت اعتباری استفاده كنند، مجبور نباشند پول نقد با خود جابه جا كنند و دائم مراقب سرقت از جیب یا كیفشان باشند و یا از تقلبی بودن پول ها بترسند یا خطر اختلاس كاهش یابد و دولت هر سال مجبور نباشد هزینه زیادی را صرف چاپ اسكناس كند، همه از مزایای كارت اعتباری است. ضمن این كه كارت اعتباری می تواند با تسهیل تجارت، میزان معاملات را افزایش دهد. چرا كه در جهان امروز، تجارت به ویژه تجارت الكترونیك وابسته به كارت اعتباری است.

باید پذیرفت که استفاده از کارت اعتباری چیزی نیست که یك شبه جا بیفتد اما لازم است روند استفاده از این كارت ها سرعت بیشتری بگیرد.

اما خود ما که کارمند بانک هستیم چقدر از خریدهای خود را باکارت انجام می دهیم؟ ویا درخصوص کارتهای اعتباری ارائه شده از طرف بانک چقدر علاقه نشان داده واستفاده کرده ایم؟ اگرچه استفاده از این كارت ها زیرساخت های زیادی هم از نظر مخابراتی وسخت افزاری ونیز مدیریت قوی در زمینه اجرایی را می طلبد و همه اینها هم هزینه براست اما فرهنگ استفاده از آن را خود ما بانکی ها می بایست ترویج دهیم.اگر چنین اتفاقی بیفتد خرید و تجارت برای مردم آسان تر می شود، سرقت كمتر و امنیت بیشتر می شود و سرعت عمل بالا می رود اما به شرطی که اصول امنیتی نیز درمورد آنها اجرا و پشتیبانی  گردد.

+ نوشته شده توسط ویدا نظری در جمعه 1387/05/04 و ساعت 16:12 |

زندگی مجموعه ای ازشکستها وپیروزی هااست وموفق آن است که پیروزی هایش بیشترباشد.                    

ساموئل بکت

 

هیچ کس نیست که اززندگی خودش راضی باشدودرضمن هیچ کس هم نیست که بتوانداززندگی دل بکند.                                  

 لاپلاس

 

زندگی کن آن طور که می خواهی ، ولی بمیرآن طورکه خدا می خواهد .

هنریخ پستالوزی

 

به زندگی دیگران حسرت مخور چون دیگران هم به زندگی توحسرت می خورند.                                                                  

ادواردمانه

 

زندگی راآسان بگیرچون روزگاربه اندازه کافی به توسختی خواهد داد.

آبراهام لینکلن

 

آن که قدرزمان رانداند ، پشیمان ترین افراد است .

اشپنگلر

 

زمان خواب شیرینی است که بیداری تلخی درپایان دارد.

راسین

 

ممکن است طمع درابتداانسان رابالا ببردولی درآخربه زمینش خواهد زد.

سقراط

 

اگرمی خواهی به مال وزندگیت طمع نکنند ، به مال وزندگی کسی طمع نکن.

لردبایرون

 

بالاترین ظلم ،ظلم درحق خویشتن است .

خواجه نظام الملک

 

ظلم نیش است وعدالت نوش ، نوش بهترازنیش نیست ؟

محمدعلی جناح

 

من ، ظلم همه دشمنان رابه امید عدالت دوست تحمل می کنم .

گالیله

 

مادر ، رحمت رابه فرزند می آموزد وپدرعزت را.

محمداقبال

 

آن که یک بارطعم عزت راچشید ،دیگرآن رارها نخواهد کرد.

نیوتن

 

گلی که عطرندارد ازعذاب گلاب گیری درامان است.

پوشکین

 

بدبختی انسان این است که علاقه اوبه بدیها ومنکرات همیشه بیشترازعلاقه اوبه محاسن ونیکی ها است .

اینشتین

 

هرچه غروربیشتر،غفلت بیشتر .

هاندل

 

غافل کسی است که ازتجربه دیگران سود نمی برد.

پطرکبیر

 

همه شکست های بشرازغفلت های اوسرچشمه می گیرد.

ماژلان

 

کارزیاد کردن دشواراست وهیچ کارنکردن ،دشوارتر.

بلغاری

 

به سختی می توان دریک سال یک دوست پیداکرد ولی به ساعتی می توان دوستی راآزرده خاطرساخت وازدست داد.

چینی 

 

مانند علما بنویس ومانند توده حرف بزن .

هندی

 

موقعی که متولد شدم گریستم وهرروز نشان می دهد که چراگریستم .

اسپانیایی

 

محنت ،محک دوستی .

برمه یی

 

موفقیت نصیب افرادخواب آلود نمی شود .

آلمانی

 

کسی که صدقه می دهد یک دانه می کاردوهزاردانه درومی کند .

ترکی

 

کسی که به توسخن چینی کند ازتو نیز سخن چینی خواهد کرد.

ترکی

 

کاهلان وقت فراغت ندارند.

ژاپنی

 

گره رابازبانت طوری مزن که نتوان بادندان گشود.

اسکاتلند

 

گفتارنیک نیکواست ، ولی کردارنیک ،نیکوتراست.

انگلیسی

 

گفتارآیینه کرداراست .

فرانسوی

 

لذتهای ماسطحی ودردهای ماعمیق است .

چینی

 

لئیم یک چشم دارد وجاه طلب ،کوراست .

ازمنسنتانی

 

لگد بهترازطعنه است .

فرانسوی

 

مهربانی های کوچک رافراموش مکن وتقصیرات کوچک رابه یاد نداشته باش .

چینی

 

مردی که کوه راازمیان برداشت ،کسی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد.

چینی

 

يک شمع ميتواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آنکه چيزي از دست بدهد. بمانند شادي که هيچگاه با تقسيم کردن کم نمي‌شود.
بودا

 

هيچكس از قلب شما به شما نزديكتر و راستگوتر نيست بنابراين از كساني كه قلب پاك شما ايشانرا بخود نمي پذيرد اجتناب كنيد.
سقراط

 

هرگاه تمام بلايا و مصائب بشر را در يكجا جمع نمايند و در ميان مردمان تقسيم كنند بدبخترين مردم چون سهم خود را ببينند از سهم نخستين خويش راضي شده، لب از شكايت مي‌بندند.
سقراط

 

يا چنان نماي كه باشى، يا چنان باش كه نمايي.
با يزيد بسطانى

 

فضائل كوچك در نزد عوام جلب تحسين مي‌كند و فضائل متوسط باعث تحيرشان مي‌شود و فضائل عاليه را اصلا درك نمي‌كنند.
بيكن

 

در هستي دو فاجعه است برآورده نشدن آرزوها، و برآورده شدن آرزوها.
برنارد شاو

 

آنکسی که ازرنج زندگی بترسد ، ازترس دررنج خواهد بود.

چینی

 

استعداد درفضای آرام رشد می کند وشخصیت درجریان کامل زندگی .

گوته

 

بیش ازهرچیزنخست بدان که چه می خواهی .

فوخ

 

بردن همه چیزنیست ، اما تلاش برای بردن چرا.

لومباردی

 

سعادتمند کسی است که به مصائب ومشکلات زندگی لبخند بزند .

شکسپیر

 

من آینده رادوست دارم چون باید بقیه عمرم رادرآن بگذرانم .

کترینگ

 

برای اینکه عمرطولانی باشد باید آهسته زندگی کنیم .

سیسرون

 

هیچ کس بدبخت ترازکسی نیست که همیشه خوشبخت است .

هلندی

 

دردعوااولین مشت رابزن ومحکم هم بزن .

جکسون براون

 

امید بامرگ هم به گورنمی رود.

میلر

 

مرورزمان به خودی خود بسیاری ازنگرانی ها راازبین می برد.

دیل کارنگی

 

 

 

"Success is a state of mind. If you want success, start thinking of yourself as a success."

Dr. Joyce Brothers

 

 

"I am enough of an artist to draw freely upon my imagination. Imagination is more important than knowledge. Knowledge is limited. Imagination encircles the world."

Albert Einstein

 

"What the Caterpillar thinks is the end of the world, the Butterfly knows is just the beginning"

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مریم خزائی در جمعه 1387/05/04 و ساعت 11:36 |

جایگاه بازاریابی درخدمات بانکی

به قلم دکتر احمد روستا

 

نظام بانکی کشور نیازمند تحول در حوزه بازاریابی است اما تحولی که مبتنی بر گردش رقابتی، انگیزش لازم، دانش روز و رویکرد و رفتار حرفه ای باشد.

بازاریابی در نظام بانکی ایران خدمتی گمشده، فراموش شده و سرگردان است که نیاز به توجه جدی و فوری در سطح خرد و کلان دارد.

بازاریابی خدمات بانکی به دو دلیل هنوز نتوانسته جایگاه و ارزش واقعی خود را در نظام بانکی کشورمان بیابد. این دلایل عبارتند از:

1)      تصور غلط ( Misconception ) که شامل بدفهمی، دیرفهمی و یادرک ناقص، سطحی و غیرواقعی بازاریابی می باشد.

2)      مدیریت غلط ( Mismanagement) که شامل مدیریت ناتوان، ناوارد و گاهی سوء مدیریت بازاریابی است.

به عبارت دیگر، نتیجه تصور و درک نادرست و مدیریت غلط و ناتوان درمورد هر نوع پدیده از جمله بازاریابی خدمات بانکی، انتظارات کاذب از آن پدیده و اقدامات نامناسب، عدم کارایی و بازدهی و کاهش بهره وری می باشد.

بازاریابی در نظام بانکی ایران وقتی معنا، ارزش و جایگاه واقعی خود را پیدا می کند که صاحبان و مدیران بانک های کشور، بازاریابی و اهداف، وظایف و دستاوردهای آن را باور کرده و آن را در ذات همه امور و فعالیت ها و خدمات بانکی بدانند و بیابند.

 انحصاری و محدودبودن خدمات بانکی در ایران طی سال های طولانی و ناچاری و ناگزیری مشتریان برای پذیرش آنچه بانک ها ارایه می دادند، شرایطی را به وجود آورده بود که آن را بازار فروشنده می نامیم. در این شرایط، معمولاً بانک‏ها خدمات خود را به مشتری دیکته کرده و بسیاری از ابزارها و رفتارهای رقابتی نادیده گرفته می شوند. اما با تغییراتی که در نظام بانکی صورت گرفت و پیدایش چند بانک خصوصی، کم کم مشتریان قدرت انتخاب بیشتری پیدا کردند و خدمات متنوع تر، رفتارها بهتر و آمادگی برای تحول و رقابت افزایش یافت و "بازار خرید" جایگزین بازار فروشنده" شد. در این تغییر و دگرگونی ها، نوع نگرش و رویکرد بانکداران کشور تا حدی عوض شد و به تدریج واژه ها و مفاهیمی مانند رقابت، بازارگرایی، مشتری مداری و بازاریابی متداول گردید.

بازاریابی خدمات بانکی شامل سه رکن اساسی به شرح ذیل است که چنانچه هریک از آنها به درستی انجام شوند، خدمات بانکی کشور را متحول خواهندساخت .

1)   بازارشناسی: عبارت است از شناخت نظام بازار خدمات بانکی شامل جایگاه خدمات فعلی بانک ها و قوت ها و ضعف های آنها، انتظارات، خواسته ها، ایده ها و نظرات مشتریان، شرایط و عوامل محیطی اثرگذار برنظام بازار به ویژه سیاست های دولت و قوانین حاکم و حتی تحولات جهانی در نظام بانکی و الگوهای موفق در این نظام. در واقع، بازارشناسی زیربنای تحول در نظام بانکی است، زیرا نتیجه بازارشناسی که خود حاصل ارتباط دایم با بازار و انجام مطالعات و تحقیقات بازاریابی به شکل های گوناگون است، اطلاعات جامع، به روز، مرتبط و موردنیاز استراتژیست ها، برنامه ریزها، تصمیم گیرندگان و مدیران بانکی       می‏باشد.

2)   بازارسازی: بازارسازی عبارت است از استفاده از انواع تکنیک های ساده و پیچیده بازاریابی و استراتژی‏های رقابتی و رشد و توسعه و ابزارهای بازاریابی یا عناصر آمیخته بازاریابی جهت ایجاد و افزایش سهم بازار، سهم مشتری، سهم فرصت و منابع و منافع بیشتر و بهتر. بازارسازی درنظام بانکی نیازمند شناخت و درک مشتریان داخلی (کارکنان) و مشتریان بیرونی و ارتباط درست با آنها و پاسخگویی به نیازها و خواسته هایشان می باشد. بازارسازی در فضای رقابت نیازمند استراتژی‏های مناسب است. در نظام بانکی فعلی ایران که خدمات بانکی، محدود و تقریباً مشابه هستند، استراتژی مبتنی بر رفتار و اخلاق حرفه ای که بتواند مناسبات و ارتباط پایدار و قابل اعتماد و اطمینان به وجود آورد، می تواند نقش مهمی درجذب و جلب مشتریان و بازارسازی داشته باشد. در این میان، آگاهی از عناصر آمیخته بازاریابی خدمات بانکی و چگونگی استفاده از هر یک از پارامترهای مرتبط با آنها شامل نوع، تنوع، کیفیت و اندازه خدمات بانکی، نرخ ها و شرایط تسهیلات و اعتبارات، پوشش توزیع، زمان، مکان، امکانات و تجهیزات نوین برای ارایه و عرضه خدمات از جمله بانکداری الکترونیک و استفاده از ابزارها و شیوه های تبلیغ و ترویج و فروش خدمات و مدیریت ارتباط بامشتریان و به ویژه مدیریت نام و نشان تجاری نکاتی هستند که چنانچه در بازاریابی نوین نظام بانکی مورد توجه قرارگرفته و توسط نیروهای حرفه ای و با حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد به کارگرفته شوند، قوه رقابتی بانک ها را تقویت کرده و نوعی مزیت و شایستگی رقابتی برای آنان به ارمغان می‏آورد.

3)   بازاردارای: یکی از مهمترین وظایف بازاریابی در نظام بانکی کشور، حفظ سهم بازار، ارتباط پایدار با مشتریان و تبدیل مشتریان عادی به نیروهای طرفدار، هوادار و وفادار می باشد. هر اندازه رقابت بیشتر و شدیدتر می شود، وجود مشتریان وفادار و همیشگی ارزشمندتر خواهدشد، چراکه تحقیقات بازاریابی در دنیا نشان داده که هزینه یافتن مشتری جدید در شرکت ها و بنگاه ها با توجه به نوع تولیدات و خدمات 3 تا 30 برابر هزینه حفظ مشتریان فعلی است. بنابراین بازارداری باعث جلوگیری از هزینه های سرسام آور تبلیغات، مشتری یابی و جذب مشتریان جدید شده و نوعی اطمینان و آرامش برای ماندگاری در بازار به ویژه در شرایط رقابت فراهم می آورد .

ایجاد مرکز نظرسنجی و ارتباط با بازار، مدیریت ارتباط با مشتریان، رسیدگی سریع به شکایات مشتریان، ارایه خدمات ویژه به مشتریان کلیدی و همیشگی، عرضه خدمات جدید و متمایز، سهولت و سرعت بیشتر در ارایه خدمات برای مشتریان وفادار و توجه به نیازها و خواسته های فردی آنان و نیز ارایه مشاوره و راهنمایی های درست و تأسیس مراکز مشکل شناسی و مشکل گشایی از جمله مواردی هستند که نقش ارزنده‏ای در حفظ مشتریان فعلی دارند.                                                  

 

مقاله از: دکتر احمد روستا، استاد دانشگاه و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی

 منبع و مأخذ: ماهنامۀ اقتصاد ایران شمارۀ 104

ارسالی توسط خواننده

+ نوشته شده توسط enbank در سه شنبه 1387/05/01 و ساعت 21:46 |

اسامی دفتر نمایندگی 44 بانک خارجی در تهران

 

بینا- بر اساس تازه ترین آمار کسب شده از بانک مرکزی، بیش از 44 بانک خارجی در تهران دفتر نمایندگی دارند که با مصوبه اخیر شورای پول و اعتبار می توانند مجوز تاسیس شعبه را بگیرند.
بیش از 44 بانک خارجی در تهران دفتر نمایندگی دارند و در
صورتی که مجلس مصوبه شورای پول و اعتبار را تصویب کند، احتمالا" دفاتر این بانکها جزو اولین متقاضیان تبدیل به شعبه خواهند بود.
آلمان 5 نمایندگی، اسپانیا 3
نمایندگی، استرالیا یک نمایندگی، امارات 3 نمایندگی، انگلیس 6 نمایندگی، ایتالیا 3 نمایندگی، بحرین یک نمایندگی، بلژیک یک نمایندگی، پاکستان دو نمایندگی، ترکیه 2 نمایندگی، بانکهای چندملیتی 2 نمایندگی، ژاپن 4 نمایندگی، سوئیس یک نمایندگی، فرانسه 4 نمایندگی، قطر یک نمایندگی، مصر یک نمایندگی، هلند یک نمایندگی و هند نیز یک نمایندگی در ایران دارد.
بنابراین گزارش، دفاتر نمایندگی بانکهای مذکور به
همراه آدرس این دفاتر در تهران به شرح زیر است:

*
با ملیت آلمانی

-
بانک
تجاری ایران و اروپا، بزرگراه آفریقا- کوچه تندیس- شماره 25- صندوق پستی 1787/15815
-
بایریش هیپو آند وراینز بانک، بزرگراه آفریقا- نرسیده به چهارراه جهان کودک
- نبش خیابان ناوک- ساختمان ناوک- طبقه 5- واحد 12
-
دوئیچ بانک، خیابان ولیعصر
- خیابان سایه شماره یک- برج سایه- طبقه چهاردهم- آپارتمان شماره 5- شماره 1409
-
درزدنر بانک، بلوار آفریقا- ساختمان ناوک- شماره 244

-
کامرز بانک، میدان
آرژانتین- خیابان الوند- خیابان 35- شماره 9- طبقه 3- تهران 15166

*
با
ملیت اسپانیایی

-
بانکو بیلبائو کایا آرخنتاریا، خیابان شهید احمد قصیر
- خیابان شانزدهم- پلاک 33- ساختمان سپید- طبقه چهارم- کد پستی 15
-
بانکو سابادل،
خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)- شماره 32- آپارتمان شماره 29- طبقه هفتم- کد پستی 15137- صندوق پستی 4665-15875
-
بانکو سانتاندر سنترلا هیسپانو، خیابان ولیعصر
نرسیده به میرداماد- خیابان دامن افشان- شماره 2/13- تهران 19697

*
با ملیت
استرالیایی

-
گروه بانکی استرالیا و نیوزیلند، بزرگراه شهید حقانی- نرسیده
به چهارراه جهان کودک- شماره 1/34- طبقه چهارم-
کد پستی 15188


*
با
ملیت اماراتی

-
امیریتس بانک اینترنشنال، بزرگراه آفریقا- نرسیده به چهارراه
جهان کودک- پلاک 244- ساختمام ناوک- واحد 9- کد پستی 15186
-
دوبی اسلامیک بانک،
خبابان وحید دستجردی- (ظفر)- پلاک 164-طبقه چهارم- تهران 53939-19197
-
نشنال
بانک او دوبی، بزرگراه آفریقا- نرسیده به چهار راه جهان کودک- نبش خیابان ناوک- ساختمان ناوک- طبقه 5 – واحد11

*
با ملیت انگلیسی


-اچ.اس.بی. سی بانک میدل ایست، خیابان ولیعصر- خیابان سایه شماره 1- برج سایه- شماره 1503
-
استاندارد بانک لندن، خیابان ولیعصر- روبروی پارک ملت- پلاک 1409-برج سایه
- طبقه 8- واحد 2
-
استاندارد چارترد، خیابان ولیعصر- خیابان نگار- پلاک 40
- ساختمان کوشیار- واحد شماره 3- کد پستی 19698
-
بانک صادرات پی ال سی، خیابان
ولیعصر- بالاتر از پارک ساعی- ساختمان صدف- طبقه ششم- شماره 1137- صندوق پستی 584/15175
-
لویدز تی اس بی بانک، خیابان ولیعصر- شماره 1401- مقابل پارک ملت
- برج سایه- واحد5- طبقه 12- کد پستی 19677
-
ملی بانک پی ال سی، خیابان خالد
اسلامبولی (وزرای سابق) بین کوچه اول و سوم- پلاک 9- طبقه چهارم

*
با ملیت
ایتالیایی

-
بانکا اینتسا اس پی ای، خیابان ولیعصر- شماره 1075- ساختمان
شهاب – کوچه راماتیا- طبقه هفتم – شماره 702/703- کد پستی 15118
-
بانکا
ناسیونال دلاورو، بزرگراه آفریقا- شماره 244- ساختمان ناوک- طبقه سوم- واحد 7- کدپستی 15186
-
مدیو بانک، خیابان آفریقا- خیابان تابان غربی- شماره 5- واحد
66- 65 کد پستی 19689

*
با ملیت بحرینی


-
عرب بانکینگ کورپوریشن، خ
توانیر- خ نظامی گنجوی- شماره 12- طبقه اول – نبش کوچه حماسی

*
با ملیت
بلژیکی

-فورتیس بانک، خیابان احمدقصیر- خیابان یازدهم- شماره 1- طبقه پنجم- کد پستی 15137

*
با ملیت پاکستانی


-
حبیب بانک، کوی نصر- پلاک
4/170- طبقه دوم- کد پستی 14476- صندوق پستی 739-14395
-
یونایتد بانک پاکستان،
خیابان میرداماد- میدان مادر- خیابان شاه نظری- پلاک 18- برج ناهید- طبقه هشتم-
صندوق شماره 31- کد پستی 1547916187


*
با ملیت ترکیه ای


-
ترکیه
هالک بنکزی، خیابان قائم مقام فراهانی- شماره 130- طبقه سوم- صندوق پستی 1578/14155
-
تی سی زراعت بانکازی، بزرگراه آفریقا- شماره 184- طبقه ششم- واحد 604


*
چندملیتی


-
گروه بانکهای اینتر آلفا، خیابان شهید احمدقصیر
) بخارست سابق( - خیابان چهارم- شماره 14- طبقه دوم- کد پستی 15146
-
یونیکو
بانکینگ گروپ، ونک- خیابان شیراز شمالی- کوچه لادن- شماره 16-کد پستی 19917

*
با ملیت ژاپنی


-
بانک آو توکیو میتسوبیشی، خیابان استاد مطهری
- پلاک 239- ساختمان سیتی زن- طبقه چهارم- کد پستی 15876- صندوق پستی 1383/15875
-
سومیتومو میتسویی بانکینگ کورپوریشن- اس ام بی سی، خیابان ولیعصر- خیابان شهید
عباسپور (توانیر) خیابان نظامی گنجوی – جنب سفارت بلغارستان- پلاک 80- طبقه چهارم- کد پستی 14348
-
میزوهو کورپوریت بانک، خیابان خالد اسلامبولی- خیابان
چهاردهم- پلاک 1- طبقه سوم- کد پستی 15117 صندوق پستی 3871- 14155
-
یو اف جی
بانک، بزرگراه شهید حقانی- نرسیده به خیابان آفریقا- شماره 1/34- طبقه چهارم- تهران 15188- ایران ص پ 1835-15875

*
با ملیت سوئیسی


-
کردیت سوئیسی،
خیابان ولیعصر- روبروی پارک ملت- شماره 1- برج سایه- طبقه 14- واحد3- کد پستی 19677

*
با ملیت فرانسوی


-
بانک نت اگزیس، بزرگراه آفریقا- خیابن وحید
دستگردی غربی- پلاک 299- کد پستی 19686
-
بی ان پی پاری با، خیابان آفریقا (بین
میرداماد و ظفر)- کوچه تابان غربی پلاک 57- ساختمان تابان- طبقه 6- واحد 61-کد پستی 19689
-
سوسیته جنرال، خیابان ولیعصر- خیابان اسفندیار- شماره 56- کدپستی 19686

-
کالیون، خیابان ولیعصر- کوچه شهید عاطفی غربی- شماره 27 ساختمان کیمیا- طبقه
دوم- کد پستی 19679

*
با ملیت قطری


-
قطر نشنال بانک


*
با
ملیت مصری

-
بانک توسعه ایران و مصر، خیابان آفریقا- بلوار صبا- کد پستی
19177

*
با ملیت هلندی


-
آ بی ان امرو بانک، بزرگره آفریقا- شماره
244- ساختمان ناوک- واحد پانزدهم – کذپستی 15186

*
با ملیت هندی


-بانک دولتی هند، خیابان قائم مقام فراهانی- شماره 130- طبقه هفتم- آپارتمان شماره 30- کد پستی 15869- صندوق پستی 174-15859

 

ارسالی توسط خواننده

+ نوشته شده توسط enbank در سه شنبه 1387/05/01 و ساعت 0:20 |